چنين است هر جنايتى كه مىخواهى بكن ! » « 1 » على عليه السلام در نامه ديگرى به عدم شايستگى بنىاميّه براى زمامدارى اشاره مىكند و بهانه قرار دادن خونخواهى عثمان را به او يادآور مىشود . اى معاويه ! شما ( بنىاميه ) چه وقت لياقت فرمانروايى و حكمرانى بر مردم داشتيد و كى مىتوانستيد زمامدار مسلمانان باشيد درحالى كه نه سابقه خوبى داريد و نه هيچ فضيلت و بزرگوارى براى شما به ثبت رسيده است به خدا پناه مىبريم از گرفتارى به بدبختى و شقاوتِ ديرين ! و من به تو اخطار مىكنم از غوطهور شدن در فريب آرزوها و دوگونه بودن ظاهر و باطنت . . . . خيال كردى براى انتقام خون عثمان آمدهاى ؟ درحالى كه مىدانى خون او كجا [ و بهدست چه كسى ] ريخته شده . اگر راستى طالب خون او هستى از همانجا كه مىدانى طلب كن گويا تو را مىبينم كه آن چنان از رويارويى در جنگ ضجه و ناله مىكنى كه شتران زير بارهاى سنگين ! و تو را مشاهده مىكنم كه با جمعيّت خود از ضربات پى در پى و فرمان حتمى شكست ، و كشتگانى كه پشت سر هم بهروى زمين مىافتند ناله و فرياد برآوردهاى ، و مرا به كتاب خدا دعوت مىكنى درحالى كه جمعيّت تو كافر و منكرند ، يا از جادهء حق بركنارند . « 2 » در همان آغاز به خلافت رسيدن امام على عليه السلام نيز معاويه در نامهاى به على عليه السلام حكومت شام را طلب كرده بود . امّا امام عليه السلام در پاسخ نوشت : « امّا اينكه خواستهاى شام را به تو واگذارم ( آگاه باش ) من چيزى را كه ديروز از تو منع كردم امروز به تو نخواهم بخشيد و امّا اينكه نوشتهاى جنگ همهء عرب را جز اندكى ، به كام خود فرو برده بدان آن كسى كه بر حق بوده جايگاهش بهشت است و آن كسى كه به راه باطل ( در كام جنگ فرو رفته ) در آتش است ! « 3 » بهر حال آنچه مسلّم است اين است كه معاويه با بهانه قرار دادن خونخواهى عثمان
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى) — صفحة 259
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص٢٥٩
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، نامهء 6 .
( 2 ) - همان ، نامه 10 .
( 3 ) - همان ، نامه 17 .