اگر مدّ نظر بگيريم ، خواهيم ديد كه وُحدانى مىباشد ، يعنى ذات واحدى است داراى مراتب متفاوته به قوّت و ضعف و اوّليّت و اولويّت ؛ به طورى كه عالىترين و نخستين و سزاوارترين آنها در اطلاق لفظ وجود به آنها عبارت است از وجود واجب الوجود كه جامع كمالات جميع مادون خود از مراتب وجود مىباشد به نحو بَساطت و وحدت كه جامع جميع كَثَرات است و همگى كثرات از آن نشأت گرفته است و نيز همگى آنها به سوى وى بازگشت مىكند .
« بَسيطُ الحَقيقَة كُلُّ الأشيآءِ » مُفاد « إنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّآ إِلَيهِ رَاجِعُونَ » است
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون
. [ 1 ]
« تحقيقاً ما همگى مِلك طلق خدا هستيم ، و تحقيقاً ما همگى به سوى وى رجعت مىنمائيم . »
و به اين حقيقت و واقعيّت اشاره كردهاند آنجا كه گفتهاند :
بَسيطُ الحقَيقَة كُلُّ الأشيآءِ وَ لَيسَ بِشَىءٍ مِنَ الأشيآءِ .
« آن وجودى كه حقيقتش بسيط است ، عبارت است از جميع اشياء در حالتى كه هيچ يك از اشياء نمىباشد . »
و توحيد كامل آن وقت است كه كثرت را به وحدت ، و وحدت را به كثرت برگردانيم . ( رَدُّ الكَثرَة إلَى الوَحدَة ، وَ الوَحدَة إلَى الكَثرَة )
و اين وجود خارجى از بالاترين مرتبهء وجوديّهء آن تا پستترين مرتبهء امكانيّهء آن كه عبارت است از « هيولَى » كه داراى ضعيفترين حظّ و بهره از مراتب وجود است ( كه قابليّت صرفه و قوّهء قابلهء محضه براى هر گونه صورتى است ، و شايد در اين فقرهء از دعاى سمات : وَ انزَجَرَ لَهَا العُمقُ الأكبَرُ اشاره بدان بوده باشد . ) جميع مراتب آن از واجب و ممكن ، و مادّى و مجرّد آن ، يك حقيقت واحدهاى مىباشد ؛ گرچه در قوّت و ضعف ، و وجوب و امكان ، و علّيّت و معلوليّت با يكدگر مختلف باشند .
و ليكن معذلك اين اختلاف عظيم ، آن را از حقيقت واحده بودنش خارج
هامش
1 - آيهء 156 ، از سورهء 2 : البقرة : . ( الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَة قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ )