خود را معطوف علل و اسباب عالم طبع و كثرت نمايد و به ظروف و أجواء و جريانات دور و بر خود فريفته و دلبسته شود و ادامه حيات و مسير زندگى را از ارتباط با ابناء دنيا طلب نمايد و ارتباطش با خدا صرفاً به پرداختن به نماز آن هم در آخر وقت و با هزار فكر و خيال و نقشهكشى براى افراد و برنامهريزى براى كارها و امور روزمرّه باشد ، به پا خواستن در شبها و بيدارى سحر را به دست فراموشى بسپارد ، قرآن كتاب مبين الهى را به كلّى از ياد برده آن را در طاقچه و قفسه كتابخانه قرار دهد و فقط در مجالس عزا و ترحيم و يا به قول امروزىها ( بزرگداشت ) به دست گيرد و چند آيهاى آن هم به جهت توجّه افكار قرائت نمايد ، تدبّر و تأمل در مضامين حياتى و اكسير گونه كتاب الهى را فراموش كند و سرمشق قرار دادن معانى و دستورات حياتبخش آن را از ياد ببرد و آن همه تأكيدات و سفارشات بزرگان دين و ائمه معصومين عليهمالسّلام را درباره تدبّر و تفكّر در آيات الهى به بوته نسيان و اهمال بسپارد و علاوه بر آن إمعان نظر در روايات و احاديث وارده از حضرات معصومين عليهم السّلام را فراموش كند ، در اين صورت خداى متعال ارتباط او را با خود قطع و ولايت خود را در ارشاد و دستگيرى و هدايت او به صلاح و رشد از او سلب مىنمايد و افسار او را به گردن خود او مىاندازد و زمام امور و حياتش را به دست شيطان و جنود او مىسپارد و ابليس را سائق و قائد او مىگرداند و تربيت نفس و قلب او را در وادى ضلالت و جهالت و هلاكت شيطان به دست مىگيرد و او را به قعر ظلمات و جهنّم وارد مىسازد . در اين صورت اين فرد مصداق آيه : وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُون خواهد شد .
در صورت اوّل چنانچه شخص در واقعهاى قرار گيرد كه انظار مختلف و
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 257
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٥٧