و دقّت لازم در مطالب مطرح شده و تدبّر تامّ در محتويات آن دعوت مىنمايم .
توصيهء مرحوم علّامه در اواخر حيات خويش به مصنّف جهت نشر مبانى مكتب
در همان ايّامى كه مرحوم والد در بيمارستان جهت كسالت قلبى بسترى بودند ، شبى صحبت از كيفيّت ارتباط حقير با رفقاء و شاگردان ايشان مطرح شد ، و ايشان به من فرمودند : فلانى ! شما نبايد وقت خود را براى اين افراد بگذارى ؛ شما به دنبال كار و تكليف خود برو ، و آنچه را كه ما تا به حال نوشته و يا مطرح كردهايم بر عهدهءتو است كه آن را ادامه دهى و دنبال كنى . ما به تكليف خود عمل كرديم و حقائق را به رشته تحرير و نطاق بيان درآورديم ، اينك تو بايد از اين به بعد آن را منتشر كنى و اين مبانى را به گوش همه برسانى و تبليغ كنى ، تا اينكه اين مسائل به دست همه برسد و در زاويه خمول و نسيان به دست فراموشى سپرده نشود .
بنده عرض كردم : خوب آقاجان من كه با افراد صحبت مىكنم و گرفتاريهاى آنان را بر طرف مىكنم و وقت خود را براى حلّ و فصل معضلات و مشكلات آنها مىگذارم به خاطر خود شما است ، و به خاطر مكتب شما است و به خاطر راه شما است ، و الّا مرا با اين حرفها چه ارتباطى هست و به من چه ربطى دارد كه فلانى مشكلى دارد يا ندارد ! و اگر شما نخواهيد نمىكنم . ايشان فرمودند : بلى مىدانم كه شما قصد و نيّت خير دارى و مىخواهى قدمى براى مشكلات و مسائل اينها بردارى ، ولى اين باعث مىشود كه عمر تو تلف شود و به آنچه كه براى آن تلاش و سعى نمودهاى نرسى ؛ و اين مطالب و امور را غير از تو هم مىتوانند انجام دهند . تو بايد به استفاده از علم و اطّلاعاتت بپردازى و اين مكتب را با توسّل به آنها تبليغ كنى ، و اين راهى را كه از بزرگان سلف و اولياى الهى با چه خون دلها به دست ما رسيده است ادامه دهى و براى مشتاقان به طريق ، علمى و منطقى تبين و آشكار سازى ؛ اين وظيفهء تست ، نه پرداختن به مسائل و مشكلات خانوادگى و شغلى و ارتباطات بين اين و آن .