شاهد اطوار و اقوال و رفتار حضرت والد بوديم اين نكته مانند آفتاب روشن بود .
نتيجه و خلاصهء بحث وصايت
آنچه از مطالب گذشته به دست مىآيد اينست كه :
اوّلًا : وصايت ظاهر از ناحيه استاد كامل و عارف و اصل براساس رعايت و سنجش مصالح و ملاحظاتى است كه نفس قدّوسى و ضمير ملكوتى او با إشراف بر امور شخصى و اجتماعى به فردى اعطاء مىشود ، و چنانچه خود حضرت والد روحى فداه در كتاب « روح مجّرد » فرمودند : بايد امضاء و اظهار شود ، و مكتوباً قابل رؤيت و مشاهده همگان باشد . [ 1 ] و حقيقت مطلب هم به همين كيفيّت است ؛ زيرا مقام ارشاد و تربيت براى چنين فردى مقام اثبات و جعل است ، بخلاف وصايت باطنى كه مقام آن مقام ثبوت و تكوين و وجود است . و مسلّماً براى مقام اثبات و جعل ، احتياج به اعتبار و تنزيل جاعل است ، بخلاف مقام ولايت تكوينى و باطنى .
ثانياً : تعيين وصىّ ظاهرى بهيچوجه دليل بر اكمليّت فرد وصىّ بر ساير شاگردان و تلامذه عارف قبل و استاد كامل نيست ، و يا حتّى بر ساير افراد در خارج از حيطهء تربيت استاد قبل نمىباشد . چنانچه بطور وضوح اين مطلب درباره وصىّ ظاهرى مرحوم قاضى رضوان الله عليه در مقايسه با ساير شاگردان ايشان به چشم مىخورد ، و خود حضرت والد كراراً بر اين موضوع تأكيد مىورزيد ، و از گفتار ايشان دربارهء علّامه طباطبائى ، و نيز اخوى محترم ايشان مرحوم آية الله سيّد محمّد حسن طباطبائى بطور وضوح اين نكته روشن و واضح است .
ثالثاً : رجوع به وصىّ ظاهر فقط براى مبتدئين و افرادى است كه تازه مىخواهند وارد سلوك شده و از بركات تربيت و ارشاد عارف كامل به عالم بقاء شتافته بهرهمند گردند ؛ امّا براى خود شاگردان آن استاد و يا حتّى براى غير آن
هامش
[ 1 ] - روح مجرّد ، ص 489 ، 490