از آنان حكم به جواز تصريحاً ذكر شده است .
دليل بر اين مطلب نيز روايت أبى مريم انصارى از امام باقر عليه السّلام است :
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنْ طَعَامِ أَهْلِ الْكِتَابِ وَ نِكَاحِهِمْ ، حَلَالٌ هُوَ ؟ قَالَ : نَعَمْ قَدْ كَانَتْ تَحْتَ طَلْحَةَ يَهُودِيَّةٌ .
هامش
[ 1 ]
و نيز روايت محمّد بن مسلم از امام باقر عليه السّلام :
قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ نِكَاحِ الْيَهُودِيَّةِ وَ النَّصْرَانِيَّةِ ، فَقَالَ : لَابَأْسَ بِهِ ، أَمَا عَلِمْتَ أَنَّهُ كَانَت تَحْتَ طَلْحَةَ بْنِ عُبَيْدِاللَهِ يَهُودِيَّةٌ عَلَى عَهْدِ النَّبِىِّ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ .
[ 2 ]
در اين روايات تصريح بر جواز نكاح شده است . بنابراين مىتوان كراهت در روايات ديگر را كه با عبارت لاينبغى و يا لا يحلّ است حمل بر مواردى نمود كه شبهه تأثيرگذارى بر افراد مسلمان برود ، چنانچه صريح روايات گذشته بوده است .
تا اينجا بعضى از رواياتى را كه دالّ بر جواز نكاح و ازدواج دائم با اهل كتاب است ذكر شد ؛ البتّه روايات ديگرى كه دلالت بر جواز نكاح اهل كتاب را متعةً مىنمايد به حدّ وفور در مصادر روائى داريم كه ديگر به جهت اختصار و حصول مطلوب ، از ذكر آنها صرف نظر مىكنيم .
و امّا بيان استدلال بر طهارت اهل كتاب و كيفيّت استفاده آن از
[ 1 ] - همان مصدر ، باب 5 ، حديث 3 و 4 ، ص 541 .
[ 2 ] - همان مصدر ، باب 5 ، حديث 3 و 4 ، ص 541 .