لَهُ رَجاءٌ إلّا عِندَ اللهِ ، فَإذا عَلِمَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ ذَلِكَ مِن قَلبِهِ لَم يَسألِ اللهَ شَيئًا إلّا أعطاهُ . [ 1 ]
و در جمله مواعظى كه خداوند علىّ أعلى حضرت عيسى عليه السّلام را موعظه فرموده است چنين فرمايد :
يا عِيسَى ! ادعُنِى دُعاءَ الغَرِيقِ الحَزِينِ الَّذِى لَيسَ لَهُ مُغِيث . [ 2 ]
يا عِيسَى ! سَلنِى و لا تَسألْ غَيرِى ، فَيَحسُنَ مِنكَ الدُّعاءُ و مِنِّى الإجابَة ، و لا تَدعُنِى إلّا مُتَضَرِّعًا إلَىَّ و هَمُّكَ هَمًّا واحِدًا ، فَإنَّكَ مَتَى تَدعُنِى كَذَلِكَ اجِبكَ . [ 3 ]
و روايت شريفى در ص 316 از كتاب « كافى » نقل كرديم كه حسين بن علوان مىگويد : در بعضى از سفرها نفقهء من تمام شد و در مجلس علم حضور داشتم ، و بعضى از دوستان گفتند : حال به چه كسى اتّكاء دارى ؟ گفتم : به بعضى از دوستان . و در پاسخ من گفت به حاجت خود نخواهى رسيد ! الخ .
و الحقّ اين روايت داراى مضامينى بس عالى است كه اعتماد را فقط منحصراً براى خدا قرار داده ، و بايد به كلّى از غير خدا بُريد .
و از حضرت رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم مرويست كه ، قال :
قالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ : ما مِن مَخلُوقٍ يَعتَصِمُ بِى دُونَ خَلقِى إلّا ضَمَّنتُ السَّماواتِ و الأرضَ رِزقَهُ ، فَإن دَعانِى أجَبتُهُ و إن سَألَنِى أعطَيتُهُ و إنِ استَغفَرَنِى غَفَرتُ لَهُ !
هامش
1 - الكافى ، ج 2 ، ص 148 : [ امام صادق عليه السّلام فرمودند : اگر فردى از شما مىخواهد كه از خدا درخواستى نكند مگر اينكه مستجاب شود بايد از تمامى مردم نااميد گردد و هيچ اميدى جز اميد به خدا براى او نماند ، در اين وقت اگر خداوند اين حالت را از او مشاهده كرد هر درخواستى را اجابت مىكند . مترجم ]
2 - عدّة الداعى ، ص 146 ؛ و اصله فى الكافى ، ج 8 ، ص 138 : [ اى عيسى ! مرا بخوان چونان شخص غريقى كه هيچ فرياد رسى ندارد و اندوه تمام وجود او را فراگرفته است . مترجم ]
3 - المحجّة البيضاء ، ج 2 ، ص 307 : [ اى عيسى ! فقط از من بخواه و از غير من مخواه پس چه نيكو است از تو درخواست و از من اجابت و مرا مخوان جز با حال تضرّع بسوى من و قصد تو قصد واحد باشد پس اگر در اين صورت مرا بخوانى اجابت مىكنم . مترجم ]