بنابراين مسلّم مىشود كه در اين سير و حركت مقصد خداست ، خواه راهرو مؤمن باشد و نيكوكار ، خواه كافر باشد و بدرفتار . بنابراين همهء افراد در مسافرتند از مبدئى به منتهائى . مسافر خود آنها هستند ، سفر بسوى خدا ، راه سفر سير در ملكات نفس است ، زمان سفر مدّت خروج از منزل و وصول به مقصد است ، مبدأ سفر عالم كثرت و حجاب ، و منتهاى سفر عالم توحيد و رفع حجاب است . ولى مطلب اينجاست كه با آنكه همه به شرف زيارت و ملاقات خدا مىرسند ، آنهائى كه از راه مستقيم حركت كرده و بر نفس خود ستم ننمودهاند در تحت تجلّيات جمال و عطوفت و رحمت خدا واقع مىشوند ، و آنها كه از راههاى كج و منحرف راه پيمودهاند بر نفس خود ستم نموده عمر خود را به بطالت گذرانيده و نتيجه از معرفت كم به دست آوردهاند ، در تحت تجلّيات جلال و قهر خدا واقع شده ، مطرود و منفور و در عالم بُعد قرار مىگيرند .
راه خاصّ براى هر يك از افراد بشر به سوى خدا وجود دارد
با اندك توجّه به دست مىآيد كه هر يك از افراد بشر راهى خاصّ از باطن خود بسوى خدا دارد . همانطورى كه يك عدّهاى كه در ظاهر يك جا اجتماع مىكنند و به يك شكل و به يك نظم مانند صفّ جماعت قرار مىگيرند لكن آرزوها و خيالات و افكار و اهداف هر يك از آنها مخالف با ديگرى است و خاطرات وارده در دلهاى آنان هر يك خلاف ديگرى است ، همينطور سيرهاى باطنى و روحى هر يك خلاف ديگرى است و هر يك از آنها در مجرائى خاصّ و مسيرى معيّن بسوى مقصد حركت مىكند . آن كسى كه ابداً و ابداً شائبهء خودپسندى و استكبار در نفس او نبوده ، سر در مقام تسليم نهاده و به فرمان تشريعى حضرت احديّت خاضعاً خاشعاً در راه افتد و قلب و سرّ و نفس و بدن خود را در طاعت نهد ، او در صراط مستقيم و به أقصر فاصله در مدّتى كوتاه از همه سرمايههاى خدادادى حدّاكثر استفاده را برده و به مقصد خواهد رسيد . آنان در روز قيامت مورد رحمت خدا واقع مىشوند و به زيارت خدا با تجلّيات جمال و تحقّق به مقام حمد نائل مىگردند ، خدا را با شادى و خوشى و مسرّت و لذّت و حبور و سرور ملاقات