تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
البتّه معلومست كه طبق إخباراتى كه أميرالمؤمنين به رشيد داده بودند او را به دار آويختند ، و او بر فراز دار با مردم تكلّم مىنمود و مىگفت : دوات و كاغذى بياوريد تا براى شما از فضايل اهل بيت و از عواقب وخيم خاندان بنى اميّه بيان كنم . چون در آن زمان كسى كه مصلوب مىشد ريسمان بر گردنش نمىآويختند ، بلكه بدن او را به چوبهء دار محكم مىبستند تا خود كم‌كم جان بدهد ؛ و يا دستها و پاهاى او را به چوبه دار ميخكوب مىكردند . رشيد را نيز چنين كردند ؛ دستها و پاهاى او را بريده و بر دار آويختند . او از بالاى دار تكلّم مىنمود ؛ خبر به عبيدالله بن زياد دادند كه شما بنى اميّه را رسوا نمود . دستور داد كه حجّام زبان او را قطع كند . چون زبانش را بريدند با دست خود اشاره كرد كه به عبيدالله بگوئيد : ديدى كه مولاى من أميرالمؤمنين عليه السّلام دروغ نگفت و سپس به رحمت خدا پيوست .

كلام زيباى رشيد هجرى به دختر خود در هنگام شهادت

قنوا [ 1 ] مىگويد : قُلتُ لأبِى : ما أشَدَّ اجتِهادَكَ ؟ ! قالَ : يا بُنَيَّة ! يَأتِى قَومٌ بَعدَنا بَصائِرُهُم فى دِينِهِم أفضَلُ مِنِ اجتِهادِنا . [ 2 ]
هامش
1 - [ به پدرم گفتم : چقدر در دين كوشا و پر تلاش بودى ، رُشيد پاسخ داد : اى دخترم ! روزگارى خواهد آمد كه افراد در آن روزگار بصيرت در دينشان با فضيلت‌تر از اين تلاش و كوشش ما در عبادت است . مترجم ] [ 1 ] - اختصاص ، ص 78 .