دل خود را به خداى خود دوخته است . مردمى كه به مادّيّات انس پيدا كرده و هنوز تربيت شرعىْ آنها را در مقام توحيد رهبرى ننموده است ، در مواقع شدائد و بيچارگى مضطرّ شده به خدا پناهنده مىشوند ، و در غير مواقع شدّت از اين معنى غافل مىگردند و به خدا در امور خود متوجّه نمىشوند ؛ و در موقع گرفتارى نماز مىخواند ، قرآن مىخواند ، شبها در تاريكى به قيام و قعود به ذكر خدا بيدار است ، چون خدا به دو رحمت بفرستد و رفع گرفتارى كند يكسره فراموش مىكند :
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ . [ 1 ]
چون رفع گرفتارى را خدا بنمايد ، نه نمازى نه روزهاى نه قرآنى نه قيام و سجودى ، در يك دنياى از غفلت فرو مىرود و به نفس خود متّكى مىگردد ؛ گويا اصلًا چنين گرفتارى براى او پيدا نشده و ابداً به خدا توجّهى نكرده و براى رفع گرفتارى خود دعائى ننموده است : فَإِذا رَكِبُوا فِى الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُون . [ 2 ]
و اين حقيقت را خداوند علىّ أعلى بطور مشروح و مفصّل با ذكر نتيجه و موعظه و دعوت مردم به عدم توجّه به زخارف دنيا و مادّيّات در سورهء يونس
هامش
1 - سوره يونس ( 10 ) آيه 12 : [ و هنگامى كه به انسان گزندى برسد ، ما را درحاليكه به پهلو خوابيدهاست و يا در حال نشسته و يا در حال ايستاده مىخواند ؛ امّا به مجرّد آنكه ما از وى گزندش را مىزدائيم ، چنان مىرود كه گويا اصلًا ما را در بر طرف ساختن گزندى كه به وى رسيده است نخوانده بوده است . ( اى پيامبر ! ) اين گونه براى متجاوزان و اسراف كنندگان اعمالى را كه انجام مىدهند زينت داده مىشود ! ]
2 - سوره العنكبوت ( 29 ) آيه 65 : [ اين مردم مشرك چون به كشتى نشينند ( و به دست امواج خطر افتند در آن حال ) تنها خدا را به اخلاص كامل در دين مىخوانند ، و چون از خطر دريا به ساحل نجاتشان رساند ( باز به خداى يكتا ) مشرك مىشوند . ]