عبيدالله چون او را طلبيد به او گفت : خدايت كجاست ؟ گفت : در كمين ستمكاران ، و تو يكى از آنها هستى ! گفت : أبوتراب را لعن كن ! گفت : من أبوتراب را نمىشناسم ! گفت : على را لعن كن ! گفت : اگر نكنم چه خواهى كرد ؟ گفت : تو را مىكشم . گفت : مولايم به من خبر داده كه : مرا به دار خواهى زد ، و خون از دهان و بينى من خارج مىشود ، و لجام به دهان من خواهى زد !
ميثم در بالاى دار مشغول فضايل أميرالمؤمنين و سيّئات بنىاميّه و عواقب وخيم آنها بود كه ابن زياد دستور داد بر دهان او لجام زدند ؛ رحمه الله .
أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 234
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٣٤