تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
ورَجُلٌ تَصَدَّقَ بِصَدَقَة فَأخفاها حَتَّى لا تَعلَمَ شِمالُهُ ما يَتَصَدَّقُ بِيَمِينِهِ . [ 1 ] و در « من لا يحضره الفقيه » روايت كرده است كه : رُوِىَ أنَّ فى التَّوراة مَكتُوبًا : أنَّ بُيُوتِى فى الأرضِ المَساجِدُ ؛ فَطُوبَى لِعَبدٍ تَطَهَّرَ فى بَيتِهِ ثُمَّ زارَنِى فى بَيتِى ! ألا إنَّ عَلَى المَزُورِ كَرامَة الزّائِرِ ! ألا بَشِّرِ المَشّائِينَ فى الظُّلُماتِ إلَى المَساجِدِ بِالنُّورِ السّاطِعِ يَومَ القِيامَة ! [ 2 ] و در كتاب « علل الشرايع » به إسناد خود از أميرالمؤمنين عليه السّلام روايت مىكند كه ، قال : إنَّ اللهَ إذا أرادَ أن يُصِيبَ أهلَ الأرضِ بِعَذابٍ قالَ : لَو لا الَّذِينَ يَتَحابُّونَ بِجَلالِى
هامش
[ 1 ] وسائل الشيعة ، ج3، ص 482 : [ رسول خدا فرمود : هفت گروه‌اند كه خداوند سايه لطف و رحمت خود را بر سر آنان مىگستراند در روزى كه هيچ سايهء رحمتى نيست مگر سايه او ، اول : امام و پيشواى عادل ، دوم : جوانى كه عمر خود را در عبادت خداى تعالى سپرى نموده است ، سوم : مردى كه قلبش به مسجد تعلّق و پيوستگى دارد وقتى كه از مسجد خارج مىشود تا زمانى كه به مسجد برگردد ، چهارم : دو نفر كه بر اساس اطاعت و انقياد پروردگار با هم اجتماع كنند ( نه بر اساس دنيا و هواهاى نفسانى ) و سپس متفرّق شوند ، پنجم : مردى كه در خلوت ياد خدا كند و اشك از ديدگانش سرازير گردد ، ششم : مردى كه زنى صاحب جمال و كمال او را به گناه دعوت كند و او بگويد : من از خدا در خوف و خشيتم ، هفتم : مردى كه صدقه در خفا به فقير بدهد به طورى كه دست چپش از دست راست خبر نشود . مترجم ] [ 2 ] من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 239 : [ روايت شده است كه در تورات نوشته شده است : خداوند مىفرمايد : خانه‌هاى من در روى زمين مساجد مىباشند . پس خوشا به حال بنده‌اى كه در خانه خود وضوء گيرد سپس به ملاقات من به مسجد آيد . آگاه باشيد كه واجب است بر كسى كه زيارت شده تكريم زائر را بنمايد ، آگاه باشيد و بشارت دهيد كسانى كه در تاريكى شب به سمت مساجد حركت مىكنند كه در روز قيامت نور از سيماى آنان ساطع و متلألأ خواهد بود . مترجم ]