تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
خدا و رسول خدا بود ؛ وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَه معنيش همين است . و قصّه كما آنكه در « مجمع البيان » [ 1 ] نقل مىكند آنكه : أبوعامر در زمان جاهليّت ترهّب اختيار نموده و لباس پشمين و مسوح پوشيده بود . چون پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم به مدينه هجرت كردند حسد ورزيد و طوايف و أحزابى را بر عليه پيغمبر تحريك كرد ، و بعد از فتح مكّه به طائف گريخت . چون اهل طائف اسلام آوردند از آنجا به شام گريخت و از آنجا به روم رفت و مذهب تنصّر اختيار نمود ( أبوعامر راهب پدر حنظلهء غسيل الملائكه است كه در جنگ احد در نصرت پيغمبر شهيد شد ) . پيغمبر أبوعامر را فاسق ناميدند . أبوعامر از روم به منافقين مدينه نوشت كه مستعدّ باشيد و مسجدى بنا كنيد ، من نزد قيصر مىروم و با لشگرى مجهّز به مدينه مىآيم و محمّد را از مدينه بيرون مىكنم . منافقين كه مسجد را ساختند و در انتظار آمدن أبوعامر بودند ، اتّفاقاً قبل از آنكه أبوعامر به روم برود فوت كرد . چون حضرت رسول الله از غزوهء تبوك مراجعت كردند ، آيه از طرف خدا آمد كه : اين مسجد ضرار است ! پيغمبر ، عاصم بن عَوف و مالك بن دخشم را فرستادند ، و به روايتى عمّار بن ياسر و وحشى را فرستادند تا آن مسجد را از بن خراب و آتش زدند ؛ و دستور دادند آن را كناسه و خاكروبه دانى قرار داده ، جيفه‌ها را در آنجا اندازند . منافقين از بنى غَنم بن عَوف كه اين كار را كرده بودند نزد پيغمبر آمده سوگند ياد كردند كه : مقصود ما از ساختن اين مسجد خير إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُون ، ما مسجد بنا كرديم براى ضعفا و عجزه . چون خدا بر نيّت آنان آگاه است فرمود : وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُون
هامش
[ 1 ] - مجمع البيان ، ج 5 ، ص 126 .