و معلوم است كه در اين طريق امام عليه السّلام امر خود را به خدا واگذار مىنموده است تا هر چه او خير و صلاح مىداند پيش آورد ؛ اگر حقيقتاً آن امر خير است خداوند اسبابش را فراهم آورد ، گرچه اسباب او به حسب ظاهر بعيد الوقوع است ، و اگر شرّ است خداوند آن امر را پيش نياورد و اسبابش را به هم زند ، گرچه اسباب او بحسب ظاهر آماده و قريب الوقوع به نتيجه است ؛ و اين يك قسم از استخاره است .
قسم دوم آنكه : پس از نماز ، انسان به قلب خود مراجعه كند و ببيند كدام يك از دو طرف فعل و ترك در قلب او قوّت گرفته ، به او عمل كند كه آن الهام خداست كه پس از نماز در دل او گذارده است .
در « وافى » نقل مىكند از « كافى » و « تهذيب » با إسناد خود عن ابن فضّال ، قال :
سَألَ الحَسَنُ بنُ الجَهمِ أبا الحَسَنِ عليه السّلام لابنِ أسْباطٍ ، فَقالَ : ما تَرَى لَهُ ( و ابنُ أسْباطٍ حاضِرٌ و نَحنُ جَميعًا ) يَركَبُ البَرَّ أوِ البَحرَ إلَى مِصرَ ؟ فَأخبَرَهُ بِخَيرِ طَرِيقِ البَرِّ ! فَقالَ : فائتِ المَسجِدَ فى غَيرِ وَقتِ صَلاة الفَرِيضَة ، فَصَلِّ رَكعَتَينِ و استَخِرِ اللهَ مِائَة مَرَّة ، ثُمَّ انظُرْ أىُّ شَىءٍ يَقَعُ فى قَلبِكَ فَاعمَلْ بهِ ! و قالَ لَهُ الحَسَنُ ! البَرُّ أحَبُّ إلَىَّ لَهُ ؛ قالَ : و إلَىَّ [ 1 ] . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] يعنى قال الامام عليه السّلام : و البَرُّ أيضًا أحَبُّ إلىَّ لَهُ .
[ 2 ] وافى ، ج 2 ، ص 211 ؛ الكافى ، ج 3 ، ص 471 ؛ تهذيب الأحكام ، ج 3 ، ص 180 ، با اندكى اختلاف : [ حسن بن جهم از موسى بن جعفر عليهما السّلام دربارهء ابن اسباط سؤال نمود و عرض كرد : چه مصلحتى را براى او مىدانيد در سفرى كه در پيش دارد به سمت مصر ، آيا با كشتى برود يا از راه خشكى ( خود ابن اسباط در ميان ما نزد امام عليه السّلام حاضر بود ) پس حضرت فرمودند : راه خشكى بهتر است . در عين حال رو كردند به ابن اسباط و فرمودند : برو به مسجد در غير از وقت نماز واجب و دو ركعت نماز بخوان و صد مرتبه بگو : استخير الله . سپس به قلب خود مراجعه كن و ببين كه قلبت به چه چيزى متمايل است ؟ به همان عمل كن . حسن به ابن اسباط مىگويد : راه خشكى نزد من بهتر است ، حضرت فرمودند : و نيز نزد من . مترجم ]