تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
در او ملاحظه شده ، و از جميع عبادات در اين معنى قوىتر است . كسانى كه براى نماز علل مادّى و منافع شخصى يا اجتماعى تصوّر مىنمايند ، از قبيل نظافت و حركت و عدم تجاوز به حقوق مردم و انفاق به فقرا و امثال ذلك بسيار اشتباه مىكنند ؛ زيرا اين خواص اختصاص به نماز ندارد ، و در افعال كثيرى مىتوان اين خواص را ولو به زياده از نماز جستجو نمود . سرّ تشريع نماز را بايد اتّصال به خدا دادن دانست و به ماوراء عالم طبيعت راه پيدا نمودن و به ابديّت پيوستن و با ملك الأرباب راز و نياز گفتن . اين نمازيست كه انسان را از فحشاء و منكر باز مىدارد .

نمازمتجلّى شدن به انوارجمال خداومتحلّى شدن به أسماءوصفات كريمهء اوست

نماز متجلّى شدن به انوار جمال خدا و متحلّى شدن به اسماء و صفات كريمهء اوست . نماز است كه انسان را از سطح بهيميّت بالا برده ، در عالم انسان قرار مىدهد ؛ گرچه منافعى ديگر در بر دارد لكن همهء آنها ضمنى و تبعى است و آن منافع در مقابل اتّصال بنده به خداوند مانند قطره‌اى در مقابل درياست . كَتَبَ الرِّضا عَلِىُّ بنُ مُوسَى عليه السّلام إلَى مُحَمَّدِ بنِ سِنانٍ فيما كَتَبَ مِن جَوابِ مَسائِلِهِ : أنَّ عِلَّة الصَّلاة أنَّها إقرارٌ بِالرُّبُوبِيَّة لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ ، و خَلعُ الأندادِ ، و قِيامٌ بَينَ يَدَىِ الجَبّارِ جَلَّ جَلالُهُ بِالذِّلَّة [ بِالذُّلِّ ] و المَسكَنَة و الخُضُوعِ ، و الاعتِرافِ و الطَّلَبُ لِلإقالَة مِن سالِفِ الذُّنُوبِ ، و وَضعُ الوَجهِ عَلَى الأرضِ كُلَّ يَومٍ إعظامًا لِلَّهِ جَلَّ جَلالُهُ ، و أن يَكُونَ ذاكِرًا غَيرَ ناسٍ و لا بَطِرٍ ، و يَكُونُ خاشِعًا مُتَذَلِّلًا راغِبًا طالِبًا لِلزِّيادَة فى الدِّينِ و الدُّنيا ، مَعَ ما فيهِ مِنَ الإيجابِ و المُداوَمَة عَلَى ذِكرِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ بِاللَّيلِ و النَّهارِ ، و لِئَلّا يَنسَى العَبدُ سَيِّدَهُ و مُدَبِّرَهُ و خالِقَهُ فَيَبطَرَ و يَطغَى ، و يَكُونَ ذَلِكَ فى ذَكَرِهِ لِرَبِّهِ جَلَّ و عَزَّ و قِيامِهِ بَينَ يَدَيهِ زاجِرًا لَهُ عَنِ المَعاصِى و مانِعًا لَهُ مِن أنواعِ الفَسادِ . [ 1 ]
هامش
[ 1 ] من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 214 : [ امام رضا عليه السّلام در پاسخ نامهء محمّد بن سنان فرمودند : علّت وجوب نماز اقرار به ربوبيّت پروردگار است و نيز انكار امثال او و ايستادن در پيشگاه خداى جبّار در حال ذلّت و مسكنت و خضوع و اعتراف به گناهان و تقاضاى عفو و بخشش و گذاردن صورت به روى زمين در هر روز بپاس عظمت پروردگار جلّ جلاله و در حال ذكر و اشتغال به ياد خدا بودن و عدم نسيان و خود سرى و اينكه خود را خاشع و پست در مقابل خداى تعالى بداند و رغبت و تمنّاى ازدياد دين و دنياى خود را داشته باشد با الزام و تداوم بر ياد خدا در شبانه روز و براى اينكه بنده هيچگاه آقا و تدبير كنندهء امور و خالق خود را فراموش نكند تا خودسرى و طغيان بر او چيره گردد تا اينكه ياد خدا و وقوف در نزد او ، او را از معاصى باز دارد و از انواع فساد مانع گردد . مترجم ]
أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 144 | السيد محمد حسين الطهراني