تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
باللَّه است چون بسپاه خود بسيار سخت گير بود مونس خادم از لشكر او كناره‌گيرى كرد و سر بمخالفت بر آورد و بموصل رفت بر آنجا مسلط شد و لشكرى آراست و بجنگ با مقتدر برخاست و با وى در بغداد جنگيد سپاه مقتدر فرار كردند و او در ميدان جنگ كشته شد ) سپس فرمود سه نفر از اولاد او بر سر كار آيند كه روش ايشان گمراهى باشد ( آن سه نفرى كه از اولاد مقتدر بخلافت رسيدند اول محمد ابن مقتدر الراضى باللَّه دوم ابراهيم ابن مقتدر المتقى باللّه سيم فضل ابن مقتدر المطيع للَّه است ) بيست دوم ايشان پير فرتوتى است كه سالهاى عمرش به طول انجامد و سلطنت او با رعيت وفق دهد ( بعضى گويند كه او القادر باللَّه بود كه هشتاد و شش سال عمر كرد و چهل و يك سال سلطنت و بعضى گويند المكتفى باللَّه بود العلم عند اللَّه ) بيست ششم ايشان پراكنده شود سلطنت از او پراكنده‌شدنى بسرعت و از بيخ و بن بر كند او را نابودى وسيعى گويا مىبينم جسد او را بر جسر بغداد كه او را كشته باشند اين بلا و مصيبت نتيجه كردار و عمل ستمكار است بدرستى كه خداوند ظالم به بنده‌گان نيست ( بعضى گويند كه او را شد باللَّه بود كه از جنگ فرار كرد و كشته شد و بعضى گويند كه مستعصم بود كه او هم كشته شد مورّخين گويند