از پيغمبر نگذشت مكر چشم بهم نهادنى از خسته و ناتوانى يا جستن برقى كه برگشتند به عقب و بسوى كفر و جاهليت رو آوردند
و از خونهاى گذشته طلب كردند و لشكر كشى نمودند و سد باب و آباديها و ديار را ويران ساختند و نشانه و آثار رسول خدا را تغيير دادند و به احكام آن حضرت پشت نمودند و دورى گزيدند .
از نورانيت آن حضرت و براى خليفه و جانشينى كه خود آن حضرت تعيين فرموده بدلى اختيار كردند و ظلم نمودند و گمان كردند كسى را كه از آل ابى قحافه اختيار كردند سزاوارتر است براى جانشينى پيغمبر از آن كسى كه خود رسول خدا معين فرموده و براى خلافت خود اختيار كرده است و گمان كردند كه مهاجرت آل ابى قحافه بهتر است از مهاجرت من كه يار و فداكار و تربيت شده بدست پيغمبر و از ناموس هاشم بن عبد مناف بودم
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 181
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص١٨١