تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
چون شداد و قوم عاد و ثمود و بلعم باعور و غير ايشان نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر ايشان ارزانى داشت و آنان را بمال و عمر طولانى يارى كرد و بركات زمين را بايشان بخشيد تا آنكه نعمتهاى خدا را ياد كنند و زجر و نهى خدا را بشناسند و بسوى او بازگشت كنند و از تكبر و خودستائى باز ايستند اما چون مدت معين به آخر رسيد و خوردنيها تمام شد ناگهان خداى عز و جل آنان را گرفت و بيچاره نمود چنان كه بر بعضى سنگ باريد و گروهى بصداى هولناك و جمعى به آتش ابرهاى تاريك سوزنده و جمعى بنابودى زلزله و دسته‌اى از آنان به هلاكت خسف و فرو رفتن در زمين گرفتار شدند خداوند بايشان ستم روا نداشت لكن خود به نفسهاى خود ستم كردند و بكيفر عمل خود رسيدند بدانيد براى هر اجل و مدت نوشته‌ايست هر گاه مدت بپايان