بعدا مسدود گرديد
و حرام ميكردم مسح بر خفين را ( و اين از بدعتهاى خليفه ثانى بود ) و بر خوردن نبيذ حد جارى ميكردم ( خداوند مجيد خمر را حرام فرموده چنانچه در قرآن كريم است و خمر از انگور به عمل مىآيد چون مردم خيلى مايل بشرب خمر بودند و شارع مقدس حرام كرده بود لذا همان خمر را از خرما تهيه نموده و اسمش را نبيذ گذاشتند و ميخوردند و همان گونه كه از مستى خمر لذت مىبردند از مستى نبيذ لذت مىبردند و ميگفتند بر ما حرام است آنچه كه از آب انگور بدست مىآيد اما آنچه از خرما حاصل شود بر ما حرام نيست در صورتى كه انگور يا خرما در شرع مطهر مطرح نيست آنچه ممنوع است مستى است كه بر فرد مسلمان حرام است از هر چه بدست آيد و لو آنكه از غير خرما و انگور حاصل شود اگر مستكننده باشد حرام است ) و فرمود امر ميكردم بحلال بودن دو متعه يكى متعه حج و ديگرى متعه زن پيغمبر اكرم حلال فرمود ( و در زمان پيغمبر و خليفه اول حلال بوده و در بين مسلمين دائر بود اما خليفه دوم نظر بسياست خود حرام نمود و گفت متعتان محلّلتان في زمن رسول للَّه انا أحرمهما و اعاقب عليهما يعنى دو متعه در زمان پيغمبر حلال بود من حرام كردم و عامل به آن دو را كيفر ميكنم ) .
و فرمود امر ميكردم بر جنازه پنج تكبير بگويند ( و عامه چهار
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 128
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص١٢٨