و هول مطّلع « 1 » را احساس نميكند سپس براى توزين عملش ميزانى نصب ميكنم و پروندهء او را مىگشايم و بدست راستش مىدهم و او با خوشوقتى پروندهاش را قرائت مىكند ، بين خودم و او واسطهاى بعنوان مترجم قرار نميدهم ، اين است اوصاف دوستداران من .
27 اى احمد ، همّت و زبانت متوجّه يك موضوع باشد و بدنت را زنده و فروتن قرار ده هيچ گاه غفلت بر تو عارض نشود ، . . . و هر كس از من غافل شود
هامش
( 1 ) شايد مراد از هول مطّلع ، هنگام سرازير شدن ميّت در قبر باشد ، و در حديث گفتگوى سلمان با ميّت وارد شده كه آن ميّت اظهار داشت : هنگامى كه مرا به حفرهء گور سرازير كردند گويا از آسمان بزمينم انداختند .