تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
به يكى از بادهاى زير عرش دستور مىدهم كه كوههاى كافور و مشك را در حالى كه دود معطّرشان بدون آتش ، متصاعد است ، بر ارواح اينان نثار نمايند ، بين من و روح مؤمن حجابى وجود ندارد و در هنگام جان كندن و قبض روح به او خير مقدم و مرحبا ميگويم ، براى آنان باغستانهائى ترتيب داده‌ام كه نعمتهاى گوناگون در آنها وجود دارد و همواره در آن بوستانها بسر خواهند برد ، در دربار الهى پاداش بزرگى دارند ، خواهى ديد كه فرشتگان ايشان را دست بدست ميگردانند « 1 » .
هامش
( 1 ) خوانندگان محترم توجّه فرمايند : خداوند قابل ديدن و تصوّر نيست و همانند اجزاء بدن انسان از اعضاء و جوارح مادّى تركيب نشده است و زمان و مكان هم براى او نميشود فرض كرد تا اينكه فواصلى بين او و ساير موجودات از نظر دورى و نزديكى در نظر گرفته شود ، آنچه مورد تصوّر بشر واقع شود مخلوق و آفريدهء خدا است و آنچه در اخبار و روايات و آيات بعنوان « وجه اللَّه - يد اللَّه - عين اللَّه - اذن اللَّه - لقاء اللَّه - حجب اللَّه » تعبير شده ، تمام استعارات است و كنايه از قدرت و علم و ساير اوصاف الهى مىباشد . مثلا مراد از « لقاء اللَّه » لقاء رحمت پروردگارى است و مراد از قرب و بعد نسبت به خدا ، دورى و نزديكى از حيث رتبه و مقام است مثل تقرّب به دربار سلطان . و مراد از « حجاب اللَّه » اين است كه خداوند پاره‌اى از آثار قدرت و خلقت خود را طورى قرار داده كه مخلوق ضعيف ، قدرت ديدن و تشخيص آنها را ندارند ، و براى بعضى از بندگان مقرّب خود از كمون و موجوديّت آنها پرده برميدارد كه آنها را ببينند و عظمت خالق را از نظر ساختمان اين آفريده درك كنند ، يا اينكه بعضى از مردم كه موجودات روى زمين را مىبينند و برموز و اسرار نهفتهء آنها پى مىبرند در عين حال آن عظمت و قدرتى را كه آفريننده در اين موجود به كار برده نمىتوانند درك كنند ولى افراد بصير و عارف كه با ديد دقيق خداشناسى در موجودات نظر مىافكنند ، به كيفيّت ساختمانى آن موجود توجّه ندارند و تنها توجّهشان به خالق نيرومندى است كه آن موجود را به وجود آورده است .اى خواجه شكر بهتر ، يا آنكه شكر سازد ؟ * خوبى قمر بهتر ، يا آنكه قمر سازد ؟ اى باغ توئى خوشتر ، يا گلبن گل در تو ؟ * يا آنكه برآرد گل ، صد نرگس تر سازد ؟ اى عقل توبه باشى در دانش و در بينش ، * يا آنكه بيك لحظه ، صد عقل و نظر سازد ؟ابا قره نصرانى در محضر حضرت رضا عليه السّلام ادّعاء كرد كه حضرت محمّد ( ص ) فرموده من خدا را در شب معراج ديدم ، حضرت فرمود : چه‌گونه پيغمبر ص مدّعى رؤيت پروردگار شد در صورتى كه قرآن ميفرمايد لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ ( ديدگان بر او احاطه ندارند و او بر بينائيها مسلط است ) . ابا قره گفت : در سورهء نجم ميفرمايد أَ فَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرى وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى - آيا ستيزه ميكنيد با پيغمبر ص نسبت به آنچه ديده است در حالى كه بار ديگر هم او را ديد ) حضرت فرمود : مراد از اين آيه ، ديدن آيات خداوند است چنانچه در ذيل اين آيه فرموده است لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى - نشانه‌هاى بزرگ پروردگارش را ديده است » و قبل از اين آيه فرموده ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى - دروغ نگفته دلش آنچه ديده است » و اين دلالت مىكند كه آنچه پيغمبر ص نسبت بوجود خدا ديده ، به ديدهء قلب و به درك عقل و مغز ديده و احساس فرموده است نه با چشم سر . و امّا كلمهء « وجه اللَّه » ، وجه و مواجهه و توجّه ، بمعنى روى آوردن است و وجه هر چيزى نسبت به خود او است وجه الكعبه ، يعنى برابر كعبه ، وجه النّهار يعنى اوّل روز ، و خداوند كه ميفرمايد فَأَقِمْ وَجْهَكَ * يعنى قصدت را به پا بدار . و جملهء وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ اى قصدته بعبادتى - يعنى نيّتم را متوجّه خدائى كردم كه آفرينندهء آسمانها و زمين است . و در آيهء ديگر قرآن كه ميفرمايد : فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ - يعنى بهر طرف رو كنيد همان جا طرف خدا است ) . خلاصه اينكه وجه معانى مختلف دارد . عن ابى الصّلت ، قال قلت للرّضا عليه السّلام : ما معنى الّذى رووه انّ ثواب لا إله الّا اللَّه ثواب النّظر الى وجه اللَّه - قال : من وصف اللَّه بوجه كالوجوه فقد كفر ، و لكنّ وجه اللَّه انبياءه و رسله و حججه الّذين بهم يتوجّه الى اللَّه تعالى و الى دينه ، و النّظر الى انبيائه و رسله و حججه في درجاتهم ثواب عظيم للمؤمنين يوم القيامة . ابو صلت گفت : به محضر مقدس حضرت رضا عليه السّلام عرضه داشتم : معناى اين روايت ( ثواب لا إله الّا اللَّه گفتن مساوى است با ثواب نگاه كردن به وجه پروردگار ) چيست ؟ حضرت فرمود : هر كس براى خدا صورتى مانند صورتهاى مردم فرض كند كافر است ، مراد از وجه خدا ، پيغمبران و اولياء و حجج او هستند كه مردم به سبب آنان به خدا متوجّه ميشوند و دين الهى را مىآموزند ، و در روز قيامت افراد مؤمن كه به صورتهاى پيغمبران و اولياء حق نظر مىافكنند ، اجر و پاداش بزرگى حائز ميشوند خلاصهء كلام اينكه خدا ديدنى نيست و به وهم و خيال بشر در نمىآيد .