تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
با سابقه‌اى كه از وضع روحى عدّه‌اى داشت ، ترسيد كه اگر رسما اين موضوع را اظهار كند در همان جا بر آن حضرت بشورند ، لذا از جبرئيل خواهش كرد كه از خدا بخواهد ، جنابش را از شرّ اين عدّه معاند نابكار حفظ فرمايد ، جبرئيل برگشت و رسول اللَّه در انتظار نزول عصمت بود ، آمدن جبرئيل به تأخير افتاد تا هنگامى كه پيغمبر به مسجد خيف رسيد ، جبرئيل در آن مسجد نزول نمود و از جانب خدا دو مرتبه امر به نصب على آورد ، امّا نسبت به اين مطلب كه پيغمبر ص از شرّ معاندين محفوظ باشد مطلبى اظهار نكرد تا پيغمبر ص به كراع العظيم كه نام مكانى است بين مكّه و مدينه رسيد ، جبرئيل آنجا هم باز فرود آمد و از طرف خدا براى اجراء اين مطلب امر آورد ، پيغمبر فرمود اى جبرئيل ، من از قوم خود مىترسم كه مرا تكذيب كنند و گفتارم را در خصوص على نپذيرند ، رسول اللَّه ص از آنجا حركت كرد آمد به غدير خمّ كه تا « جحفه » سه ميل فاصله دارد ، و از روز پنج ساعت گذشته بود ، جبرئيل نازل شد و آيه آورد :
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
. مائده / 67 ( اى پيغمبر ! ابلاغ فرما آنچه بر تو نازل شد در بارهء على ع ، و اگر اين مأموريّت را انجام ندهى ، به كلّى مأموريّت پيامبريت را اجراء نفرموده‌اى ، خداوند تو را از شرّ مردمان حفظ مىكند ) در اين هنگام پيشاهنگان قافله به جحفه رسيده بودند ، حضرت ناگهانى دستور