تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
كشور اسلامى آن روز ، دسته دسته به پيغمبر ص مىپيوستند تا اينكه جمعيّت به هفتاد هزار نفر رسيد - درست به اندازهء جمعيّت بنى اسرائيل در آن هنگامى كه موسى از آنها براى رهبرى و خلافت برادرش هارون بيعت گرفت و آنها نقض بيعت كردند و گوسالهء سامرى را پرستيدند - صداى تلبيه از مدينه تا مكّه متّصل بود ، هنگامى كه پيغمبر ص به موقف رسيدند ، جبرئيل بر حضرت نازل شد و عرض كرد : « يا محمّد ( ص ) خداوند به تو سلام مىرساند و مىفرمايد ، زندگيّت به پايان رسيده و مرحلهء مرگت نزديك شده و بايد از اين جهان رخت بر بندى و مسيرى را كه در رهگذرت قرار گرفته بپيمائى و لذا بايد مسئوليّت پيامبريت را تكميل كنى و آخرين وصيّت و سفارشت را به مردم ابلاغ نمائى ، و علوم خود را به ضميمهء ميراث پيامبران آنچه در دست تو است به جانشينت تسليم نمائى ، و جانشين و وصىّ تو علىّ بن ابى طالب است ، و او حجّت بالغهء من بر خلق مىباشد بايد مقام رهبرى وى را گوشزد مردم كنى ، و از مردم براى او به عنوان زمامدار آينده عهد و پيمان بگيرى ، و آن عهد و ميثاقى كه من در عالم ذرّ و جهان الست ، از آنان بر ولايت على گرفتم ، به آنها يادآورى نمائى ، من هيچ پيغمبرى را قبض روح نكردم مگر هنگامى كه آخرين مرحلهء تكميل دينم و تتميم نعمتم بر وى عبارت بود از اين قانون و حكم كه بايد پيروان وى دوستانم را دوست بدارند و با دشمنانم دشمنى بورزند و همين است كمال توحيد و يكتاشناسى من ، تتميم نعمت من بر آفريدگانم اين است كه از ولىّ من پيروى نمايند و در مقابل وى فرمانبردار باشند ، و هيچ گاه من كرهء زمين را
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 100 | علم الهدى خراسانى