منابع انساب الاشراف در ارائه روايات واقدى
چگونگى ارائهء اسناد در انساب الاشراف و تفاوت و تضاد روايات آن با طبقات ، قرائنى است حاكى از آن كه بلاذرى بيشتر از كتابهاى واقدى استفاده كرده است تا از طبقات الكبرى ؛ زيرا :
1 . با مقايسهء روايات واقدى در انساب الاشراف و طبقات ، معلوم شد تنها سيزده روايت ( 20 ) از 69 روايتى كه بلاذرى از محمد بن سعد و او از واقدى نقل مىكند ، در طبقات موجود است ، چهل روايت وجود ندارد ، سيزده روايت متفاوت و يك روايت متضاد است .
2 . گزارشهاى مفصلتر بلاذرى از واقدى نسبت به طبقات و تفاوتهاى سندى نيز قرينهاى است بر استفادهء بلاذرى از كتابهاى واقدى .
تفاوتها و تضاد روايات واقدى در انساب الاشراف و طبقات الكبرى و حتى نبودن بعضى روايات واقدى در طبقات ، بيانگر اين است كه محمد بن سعد و بلاذرى روايات مختلف واقدى را در تأليف كتابهايشان گزينش كردهاند . تعبير : « قال الواقدى فى بعض روايته » « 1 » اشاره به وجود روايات مختلف از واقدى دارد ؛ گرچه نبايد گستردهتر بودن طبقات الكبرى را نسبت به چاپهاى موجود از نظر دور داشت . احتمال دارد كاستى چاپهاى موجود به موضوعات كلى برگردد ، نه به تهذيب كتاب . البته گفتنى است كه چاپ دو جلد اخير طبقات ، اين احتمال را تأييد مىكند .
گاهى نسبتهاى متفاوتى كه به ابن سعد داده شده ، معلول برداشتهاى متفاوت از كلام اوست ، نه دليل تهذيب و كاستى چاپهاى موجود ؛ مثلا ، بلاذرى وفات صفوان بن بيضا در سال 38 ه . را به ابن سعد در طبقات نسبت مىدهد ، « 2 » در حالى كه ابن سعد نه تنها تصريحى به اين مطلب ندارد ، بلكه وى را در شمار شهداى بدر آورده است ؛ « 3 » زيرا وى ابتدا شهادت صفوان بن بيضا در بدر را به مشهور نسبت داده ، سپس آن را با روايت واقدى تأييد نموده و در ادامه ، روايت ديگرى را از واقدى مبنى بر وفات وى در سال 38 ه . نقل كرده است :
« قالوا : و آخى رسول اللّه ( ص ) بين صفوان بن بيضاء و رافع بن المعلّى و قتلا يوم بدر جميعا » .
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 230 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 260 .
( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 12 .