پيامبر خدا فرمود : " به خدا سوگند اى على كه تو را جز براى خودم نگه نداشتم . آيا راضى نيستى كه من و تو برادر هم باشيم ؟ تو در دنيا و آخرت ، برادر منى . تو وصىّ و دستْيار و جانشين من در ميان امّتم هستى . تو اداكننده دَين من هستى و وعدههاى مرا به انجام مىرسانى و غسل دادن مرا به عهده مىگيرى و جز تو كسى متولّى اين كار نيست . تو نسبت به من ، همچون هارون نسبت به موسى هستى ، با اين تفاوت كه پس از من ، پيامبرى نخواهد آمد " .
پس امير مؤمنان ، از اين سخنان ، شادمان گشت .
از آن پس ، هر گاه پيامبر خدا ، يكى از يارانش را به غزوهاى يا سريّهاى مىفرستاد ، آن فرد ، كليد خانهاش را به برادر دينىاش مىداد و به او مىگفت : هر چه خواستى ، بردار و هر چه خواستى ، بخور ؛ امّا آنان ، از اين كار خوددارى مىورزيدند تا جايى كه گاه ، غذا در خانه [ ى شخصى كه به جنگ رفته بود ] فاسد مىشد . پس خداوند ، اين آيه را فرو فرستاد كه : " بر شما باكى نيست كه با هم بخوريد يا پراكنده " ؛ يعنى در صورتى كه كليدهاى خانه در اختيار شما بود ، چه صاحب آن خانه حاضر باشد و چه نباشد . و نيز فرمود : " پس هر گاه به خانهها [ يى كه گفته شد ] درآمديد ، به خويشتن سلام كنيد " .
9536 . تفسير القمّى : در ابتداى نبوّت ، حكم اين بود كه ميراثها برپايه برادرى [ دينى ] باشد ، نه ولادت [ و خويشاوند نسبى ] ؛ زيرا زمانى كه پيامبر خدا به مدينه هجرت كرد ، ميان مهاجران و انصار برادرى برقرار كرد ، به طورى كه هر گاه مردى در مىگذشت ، برادر دينىاش وارث او مىشد و دارايىها و تمام اموال بر جا ماندهاش را براى خودش بر مىداشت ، نه وارثان او ؛ امّا بعد از جنگ بدر ، خداوند اين آيه را نازل فرمود : " پيامبر ، نسبت به مؤمنان ، از خود آنها سزاوارتر است و همسران او ، مادران ايشاناند ، و خويشاوندان ، چه در ميان مؤمنان و چه در ميان مهاجران ، بر طبق كتاب خدا ، اولى به يكديگرند ، مگر آن كه بخواهيد به دوستان [ مؤمن ] خود [ وصيّت يا ] احسانى كنيد " . بدين ترتيب ، آيه اخوّت ، با اين فرموده خداوند كه : " خويشاوندان ، اولى به يكديگرند " ، منسوخ شد .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 255
مساهمون: محمد الريشهري
ص٢٥٥