تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
پس هر يك از آن دو ، [ بر اثر شوق ديدار برادرش ] شب درازى را سپرى مىكرد تا برادرش را ديدار كند و [ صبحگاه ، ] او را با دوستى و لطف ، ديدار مىكرد و مىگفت : بعد از من چگونه بودى ؟ امّا عموم [ مسلمانان ] ، بر هر يك از آنها سه شب نمىگذشت كه از حال برادر [ دينى ] خود ، خبر نداشته باشد . 9533 . الأمالى ، طوسى به نقل از سعد بن حُذَيفة بن يمان ، از پدرش : پيامبر خدا ، ميان انصار و مهاجران ، برادرى دينى برقرار ساخت . ايشان ، هر فردى را با همتايش برادر قرار مىداد . سپس دست على بن ابى طالب عليه السلام را گرفت و فرمود : " اين هم برادرِ من است " . حذيفه مىگويد : پيامبر خدا ، سَرور پيامبران مُرسل ، پيشواى پرهيزگاران ، و فرستاده پروردگار جهانيان بود و در ميان مردمان ، همانندى نداشت و على بن ابى طالب عليه السلام برادرِ او شد . 9534 . الطبقات الكبرى به نقل از محمّد بن عُمر بن على عليه السلام : چون پيامبر خدا [ به مدينه ] آمد ، ميان مهاجران با يكديگر و [ نيز ] ميان مهاجران و انصار ، برادرى افكند و اين برادرى افكندن ، پيش از جنگ بدر بود . پيامبر صلى اللّه عليه و آله ، آنان را بر پايه حق و يارىِ يكديگر ، برادر هم قرار داد ، و ميان خودش و على بن ابى طالب عليه السلام نيز برادرى نهاد . 9535 . تفسير القمّى درباره آيه " . . . كه از خانه‌هاى خودتان بخوريد ، يا از خانه‌هاى پدرانتان ، يا خانه‌هاى مادرانتان ، يا خانه‌هاى برادرانتان ، يا خانه‌هاى خواهرانتان ، يا . . . همچنين ، بر شما باكى نيست كه با هم بخوريد يا پراكنده " : اين آيه ، زمانى نازل شد كه پيامبر خدا به مدينه مهاجرت كرد و ميان مسلمانان مهاجر و انصار ، برادرى افكند : ابو بكر و عمر را با هم برادر قرار داد ، و عثمان و عبد الرحمان بن عوف را با هم ، و طلحه و زبير را با هم ، و سلمان و ابو ذر را با هم ، و مقداد و عمّار را با هم ، و امير مؤمنان را وا گذاشت . على عليه السلام از اين امر ، سخت اندوهگين شد و گفت : اى پيامبر خدا ! پدر و مادرم به قربانت ! چرا ميان من و كسى برادرى نمىافكنى ؟
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 253 | محمد الريشهري