موجوديت توحيد را به خطر انداختهاند و تمامى مظاهر ملّى ، فرهنگى ، دينى و سياسى ملّتها را بازيچه هوسها و شهوتها نمودهاند چه بايد كرد .
آيا بايد در خانهها نشست و با تحليلهاى غلط و اهانت به مقام و منزلت انسانها و القاى روحيّه ناتوانى و عجز در مسلمانان ، عملًا شيطان و شيطانْزادگان را تحمّل كرد و جامعه را از وصول به خلوص كه غايت كمال و نهايت آمال است ، منع كرد و تصوّر نمود كه مبارزه انبيا با بُت و بتپرستىها ، منحصر به سنگ و چوبهاى بىجان بوده است و نعوذ باللّه پيامبرانى چون ابراهيم عليه السلام در شكستن بتها پيشْقدم [ بودهاند ] ، و اما در مصاف با ستمگران ، صحنه مبارزه را ترك كردهاند ؟ ! و حال آن كه تمام بتشكنىها و مبارزات و جنگهاى حضرت ابراهيم عليه السلام با نمروديان و ماه و خورشيد و ستارهپرستان ، مقدّمه يك هجرت بزرگ [ است ] ، و همه آن هجرتها و تحمّل سختىها و سكونت در وادىِ
" غَيْرِ ذِي زَرْعٍ "
« 1 » و ساختن بيت و فديه اسماعيل عليه السلام ، مقدّمه بعثت و رسالتى است كه در آن ، ختم پيامآوران ، سخن اوّلين و آخرينِ بانيان و مؤسّسان كعبه را تكرار مىكند و رسالت ابدىِ خود را با كلام ابدىِ
" . . . وَ إِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ "
« 2 » ابلاغ مىنمايد ، كه اگر غير از اين ، تحليل و تفسيرى ارائه دهيم ، اصلًا در زمان معاصر ، بُت و بتپرستى وجود ندارد . و راستى ، كدام انسان عاقلى است كه بتپرستى جديد و مدرن را در شكلها و افسونها و ترفندهاى ويژه خود ، نشناخته باشد و از سلطهاى كه بتْخانههايى چون كاخ سياه ! بر ممالك اسلامى و خون و ناموس مسلمين و جهانِ سوم پيدا كردهاند ، خبر نداشته باشد ؟ ! " . « 3 »
هامش
( 1 ) ابراهيم : آيه 37 .
( 2 ) انعام : آيه 19 .
( 3 ) گوشههايى از پيام امام خمينى قدسسرهبه زائران خانه خدا ، در ذى حجّه سال 1407 ق ( تابستان 1364 ش ) .