مىتوان شبيه كرد به درخواست نادار بينواى فرودست ، از توانگر عزّتمند و الا ، آنجا كه دستانش را باز مىكند و نيازش را با شكستگى و زارى طلب مىنمايد . « 1 »
نكته قابل توجّه ، اين است كه بلند كردن دست به سوى آسمان ، در صورتى ادب و ارزش شمرده مىشود كه نيايشگر ، با معرفت ، دست خود را بالا ببرد و بداند كه خدا همه جا هست . تنها در اين صورت است كه دست به آسمانْ بلند كردن ، ادب شمرده مىشود ، و گرنه ، كسى كه مىپندارد خدا در آسمان است و دست به سوى او دراز مىكند ، دست بلند كردن او ارزشى ندارد . همچنين است چشم دوختن به آسمان در هنگام دعا ، و لذا امام صادق عليه السلام از پدران بزرگوار خود ، نقل كرده است :
مَرَّ النَّبِىُّ صلى اللّه عليه و آله عَلى رَجُلٍ و هُوَ رافِعٌ بَصَرَهُ إلَى السَّماءِ يَدعو ، فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلى اللّه عليه و آله : غُضَّ بَصَرَكَ ؛ فَإِنَّكَ لَن تَراهُ .
و مَرَّ النَّبِيُّ عَلى رَجُلٍ رافِعٍ يَدَيهِ إلَى السَّماءِ و هُوَ يَدعو ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى اللّه عليه و آله : اقصُر مِن يَدَيكَ ؛ فَإِنَّكَ لَن تَنالَهُ . « 2 »
گذر پيامبر صلى اللّه عليه و آله بر مردى افتاد كه هنگام دعا چشمش را به سوى آسمانْ دوخته بود . پيامبر خدا به وى فرمود : " چشمت را فرو بند كه تو هرگز او را نمىبينى " .
و گذر پيامبر صلى اللّه عليه و آله بر مردى افتاد كه در حال دعا ، دستانش را به سوى آسمانْ بلند كرده بود . پيامبر خدا فرمود : " دستانت را پايين بياور كه تو هرگز به او نمىرسى " .
البته ممكن است اين دو حديث ، ناظر به خروج شخص از حال اعتدال در چشم دوختن به آسمان ( رفع البصر ) يا بلند كردن دستها ( رفع اليدين ) باشند .
هامش
( 1 ) . الميزان فى تفسير القرآن : ج 2 ص 38 .
( 2 ) . التوحيد : ص 107 ح 1 ، الجعفريّات : ص 38 از امام كاظم از پدرانش از امام على عليهم السلام ، بحار الأنوار : ج 93 ص 307 ح 4 .