عمرو بن حَمِق
عمرو بن حمق بن كاهن خزاعى ، از ياران بزرگوار پيامبر خدا و امير مؤمنان و امام حسن عليهماالسلام بود . او بعد از صلح حديبيه ، اسلام آورد و از پيامبر صلى اللّه عليه و آله حديث آموخت . او از آن جمله ياران با اخلاص بود كه پس از پيامبر خدا ، در كنار امير مؤمنان ايستادند . وى در جنگهاى امير مؤمنان حضور داشت و در همه آنها با صلابت و پايدارى تمام ، شركت كرد . وفادارى او به امام على عليه السلام چندان بود كه امام عليه السلام به او فرمود : " كاش در سپاه من ، صد تن چون تو بودند ! " .
عمرو ، از دوستان و همراهان حُجر بن عدى و از فريادگران بر ضدّ ستم امَويان بود ، به طورى كه معاويه ، در صدد قتل او برآمد . عبد الرحمان بن حَكَم ، در سال پنجاهم هجرى او را كُشت و سرش را براى معاويه فرستاد ، و اين ، نخستين سر بُريدهاى بود كه در جهان اسلام ، از شهرى به شهرى فرستاده مىشد . امام حسين عليه السلام از او با عبارت " بنده پاكى كه عبادت ، او را فرسود " ، ياد كرده است .
ر . ك : دانشنامه اميرالمؤمنين عليه السلام : ج 12 ص 259 266 .
فاطمه بنت اسد
او بانويى خِردمند بود كه عقيدهاى استوار و دلى ، جوان داشت . وى در كودكىِ پيامبر صلى اللّه عليه و آله از ايشان ، مواظبت مىكرد و پيامبر صلى اللّه عليه و آله علاقه شديدى به او داشت ، به طورى كه دربارهاش فرمود : " او ، مادر دوم من بود " و از مهر و محبّت او نسبت به خود ، به نيكى ياد مىكرد و مىفرمود : " بعد از ابو طالب ، هيچ كس به اندازه او به من محبّت نداشت " .
او ، نخستين زنى بود كه با پيامبر صلى اللّه عليه و آله بيعت كرد و پاى پياده ، با على و فاطمه عليهماالسلام ، به مدينه هجرت كرد . وقتى از دنيا رفت ، پيامبر خدا ، او را با پيراهن خود ، كفن كرد و در تشييع جنازهاش شركت نمود و بر او ، نماز خواند و چون خواست او را در قبرش بگذارد ، ابتدا خود در آن ، دراز كشيد .
ر . ك : دانشنامه اميرالمؤمنين عليه السلام : ج 1 ص 58 .