تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
جماعتى از آنها مورد استضعاف قرار داشتند و اگر چه صحيح است كه همين گروه همانهايى بودند كه به آتشى از كينه تبديل شدند كه فرعون و لشگريانش را در كام خود فرو كشيدند و اگرچه صحيح است كه خداوند وعده داده و به وعده راست خود وفا كرده : ( وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ * وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا يَحْذَرُونَ ) « 1 » . « و ما بر آن هستيم كه بر مستضعفان روى زمين نعمت دهيم و آنان را پيشوايان سازيم و وارثان گردانيم و آنها را در آن سرزمين مكانت بخشيم و به فرعون و هامان و لشگريانشان چيزى را كه از آن مىترسيدند نشان دهيم » . ولى همه قضيه در اين خلاصه نمىشود ، بلكه جريانى مثبت وسازنده مطرح است كه اگر وجود نمىداشت فرعون در برابر بنىاسرائيل به سقوط كشيده نمىشد ، اين جريان ، همان برانگيخته شدن موسى از طرف خداست ، كسى كه انديشه برخوردار از تمدّن ، رهبرى شايسته و كمكهاى غيبى را به ارمغان آورد . موسى از فرعون خواست تا استثمار نژاد پرستانه‌اى را كه عليه بنىاسرائيل اعمال مىكرد پايان دهد و در اين جا طبيعى بود كه طبقه مظلوم به يارى نجاتبخش خود برخيزد ، نجاتبخشى كه از هر گونه منافع شخصى مبرّا بود چنانچه طبيعى بود رسالت نيز طالب آزادى
هامش
( 1 ) - سورهء قصص ، آيات 5 - 6 .