جنبه شر جامعه ندارد ، زيرا راههاى پيچيده در نهايت موجب پشتيبانى از جبهه شر در جامعه خواهد شد .
از همين رو تنها راه برپا كردن حكومت خير در زندگى تلاش نيكان جامعه است و هرچه خير افزايش يابد شر كاهش پيدا مىكند و فرصتهاى زندگى سعادتمندانه رو به فزونى مىنهد و طبقه حاكمه آخرين طبقهاى است كه با برترى كفه خير در ترازوى جامعه تحوّل مىيابد ( همان گونه كه باشيد كه بر شما حكومت مىشود ) . خداوند مىفرمايد : ( وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيراً ) « 1 » .
« چون بخواهيم قريهاى را هلاك كنيم ، خداوندان نعمتش را فرماييم تا در آن جا تبهكارى كنند ، آنگاه عذاب بر آنها واجب گردد و آن را درهم فروكوبيم . »
هرگاه فرصتهاى خير در جامعه كاهش يابد شر فزونى پيدا مىكند و فرصت حكومت طاغوتهايى كه در زندگى زياده روى كرده و در انجام اعمال شر اسراف مىكنند افزايش مىيابد و اينان نيز همه امّت را به بدبختى مىكشانند .
هامش
( 1 ) - سورهء اسراء ، آيه 16 .