نظريه چهارم : خلفاى بنى اميّه
خطابى و ابن جوزى گفتهاند :
مقصود پيامبر از خلفاى دوازدهگانه ، افراد بنى اميّه هستند . اصحاب پيامبر صلى اللّه عليه و آله مربوط به زمان ايشان هستند و مشمول عنوان " خلفاى دوازدهگانه " نيستند . بنابر اين ، خلفاى اربعه ، معاويه و مروان بن حَكَم ، از اين گروه ، خارج مىشوند و دوازده نفر ، باقى خواهند ماند . « 1 »
براى روشن شدن سخن اين دو نفر ، اين نكته را بايد ذكر كنيم كه حاكمان امَوى پانزده نفر بودهاند كه دوران حكومت آنان ، سيزده سال پس از رحلت پيامبر صلى اللّه عليه و آله آغاز شده است ( اوّلين حاكم اموى ، عثمان بود كه در اواخر سال 23 هجرى به خلافت رسيد ) . اين دو نفر براى رفع مشكل تعداد افراد بنىاميّه و زمان حكومت آنان ، اصحاب پيامبر صلى اللّه عليه و آله را به پيامبر خدا ملحق نموده ، شايسته عنوان " خليفةُ النّبى " ندانستهاند . در نتيجه ، دوران خلفاى اربعه ، معاويه و مروان بن حكم كه صحابى محسوب مىشوند ، از اين حكم ، خارج شده است و دوازده نفر از بنى اميّه باقى ماندهاند .
گفتنى است كه ابن جوزى ، در ابتداى سخن خويش گفته است كه دستيابى به مدلول اصلى سخن پيامبر صلى اللّه عليه و آله و فهم آن ، ممكن نيست . « 2 »
نقد نظريه چهارم
1 . خلفاى چهارگانه ، از عنوان " دوازده خليفه " خارج شدهاند و هيچ استدلالى بر آن ، ارائه نشده است .
2 . در متون اهل سنّت ، دوران خلافت پيامبر صلى اللّه عليه و آله تا سى سال پس از ايشان دانسته
هامش
( 1 ) . ر . ك : فتح البارى : ج 13 ص 212 .
( 2 ) . ر . ك : فتح البارى : ج 13 ص 212 .