تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
مَن مات و لَيسَ فى عُنُقِهِ بَيعَةٌ ماتَ ميتةً جاهِليَّة . « 1 » كسى كه بميرد و در گردن او بيعت [ امامى ] نباشد ، به‌مرگ جاهلى مُرده است . در واقع ، اين گونه افراد ، تلاش مىكنند تا احاديث ياد شده را به جاى حمل بر امامان اهل بيت عليهم السلام و برگزيدگان خدا و پيامبر صلى اللّه عليه و آله ، بر جاهلان و حاكمان جور ، حمل كنند . ابن ابى الحديد نقل مىكند كه عبد اللّه بن عمر از بيعت با على عليه السلام خوددارى كرد ؛ امّا شبانه درِ خانه حَجّاج را كوبيد تا با عبد الملك ، بيعت كند تا آن شب را بدون امام ، صبح نكند . او گمان مىكرد كه بايد چنين كند ؛ زيرا از پيامبر صلى اللّه عليه و آله روايت شده است كه فرمود : " هر كه بميرد و امامى نداشته باشد ، مرگى چونان مرگ جاهلى داشته است " . حجّاج نيز او را آن قدر تحقير كرد و پست شمرد كه پايش را از بستر خواب ، بيرون آورد و گفت : با پاى من بيعت كن ! « 2 » پس نكته اصلى در مورد اين حديث ، معناى حديث است ، نه اصل صدور آن از پيامبر صلى اللّه عليه و آله « 3 » و يقينا براى فهم اين حديث شريف ، بايد مقصود از " جاهليتْ " روشن شود .

جاهليّت ، چيست ؟

در فرهنگ اسلامى ، عصر رسالت پيامبر خدا ، عصر علم ، و دوران پيش از بعثت ايشان ، دوران جاهليت است ، بدين معنا كه پيش از بعثت پيامبر صلى اللّه عليه و آله به دليل تحريفى كه در اديان آسمانى پديد آمده بود ، مردم ، راهى براى شناخت حقايق هستى نداشتند
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم : ج 3 ص 1478 ح 58 . ( 2 ) شرح نهج البلاغة : ج 13 ص 242 . ( 3 ) . علّامه امينى مىگويد : اين ، حقيقت مسلّمى است كه كتاب‌هاى صحاح و مَسانيد [ اهل سنّت ] ، آن را مسلّم دانسته‌اند و گريزى از پذيرش مفاد آن نيست و اسلامِ هيچ مسلمانى ، جز با تسليم بودن در برابر آن ، كامل نيست و حتّى دو نفر هم درباره آن ، اختلاف‌ِنظر ندارند و يك نفر هم درباره آن ، به خود ، اجازه ترديد نداده است . اين تعبير ، حكايت از بد عاقبتىِ كسى دارد كه بدون امام بميرد و چنين كسى ، از هر گونه نجات و رستگارى محروم است . مرگ جاهلى ، بدترين مرگ است ؛ مرگِ در حال كفر و الحاد ( الغدير : ج 10 ص 360 ) .