سخنى درباره احاديث هشدار نسبت به مرگى كه با شناخت امام ، همراه نباشد
احاديثى كه از نشناختن امام و قبول نكردن او بر حذر مىدارند و مرگ بدون امام را مرگِ جاهلى مىدانند ، مورد اتّفاق همه مسلمانان است و در كتابهاى شيعه و اهل سنّت درج شده است . براى مثال ، كلينى در الكافى از پيامبر صلى اللّه عليه و آله چنين نقل مىكند :
مَن ماتَ ولا يَعرِفُ إمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً . « 1 »
هر كس بميرد و امامتش را نشناسد ، به مرگ جاهلى مرده است .
و در مسند ابن حنبل از پيامبر صلى اللّه عليه و آله نقل شده كه فرمود :
مَن ماتَ بِغَيرِ إمامٍ ماتَ مِيتَةً جاهِلِيَّةً . « 2 »
هر كس بدون داشتن امام بميرد ، به مرگ جاهلى مرده است .
بنا بر اين ، سخن ابن تيميه و آلبانى كه مىگويند احاديث ياد شده در كتابهاى اهل سنّت وجود ندارند ، « 3 » نادرست و ناشى از ناديده گرفتن كتابهايى مثل مسند ابن حنبل و برخى ديگر از كتابهاى مهمّ اهل سنّت است . البته حديث ياد شده ، با تعابير مختلفى نقل شده است و ابن تيميه ، در ادامه سخنش مجبور مىشود يكى از اين تعابير را كه در آن لفظ " امام " وجود ندارد ، قبول كند كه در آن آمده است :
هامش
( 1 ) . الكافى : ج 2 ص 20 ح 6 .
( 2 ) مسند ابن حنبل : ج 6 ص 22 ح 16876 .
( 3 ) . سلسلة الأحاديث الضعيفة و الموضوعة : ج 1 ص 525 .