تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
[ حسين ] گفت : درباره رفتار بيرونىِ پيامبر خدا و اين كه در بيرون ، چه مىكرد ، از پدرم سؤال كردم . [ پدرم ] فرمود : " پيامبر خدا ، زبان خود را [ از سخن گفتن ، ] جز در موارد نياز ، حفظ مىكرد . در ميان مردم ، تحبيبِ قلوب مىكرد و آنان را از خود نمىرانْد . كريم [ و بزرگِ ] هر قومى را گرامى مىداشت و رئيس آنان قرار مىداد . از مردم ، دورى مىجُست و خود را از [ اعمال و رفتار غفلت‌آورِ ] آنان به دور نگه مىداشت ، بدون اين كه خوش‌رويىِ خود را از آنان دريغ كند . از ياران خود ، سراغ مىگرفت و تفقّد مىفرمود و از مردم ، در مورد مسائلى كه بين خود آنان بود ، سؤال مىكرد . بدون افراط و تفريط ، نيكى را مىستود و تأييد مىكرد ، و بدى را تقبيح مىكرد و بىارزش مىشمرد . ميانه‌رو بود . كارهاى متناقض انجام نمىداد . هيچ گاه غفلت نمىكرد تا مبادا مردم ، غفلت كنند يا خسته شوند . در حق ، كوتاهى نمىكرد و از آن ، تجاوز هم نمىنمود . اطرافيان ايشان ، از بهترين مسلمانانِ نيكوكار بودند ، و برتر و بالاتر از همه نزد وى ، آن كسى بود كه خيرش به همه مىرسيد ، و هر كس نسبت به ديگران ، بهتر همدردى و كمك مىكرد ، نزد وى ، مقام و منزلتى بزرگ‌تر داشت " . [ حسين ] گفت : در مورد نشست و برخاست ايشان ، سؤال كردم . [ پدرم ] فرمود : " در نشستن و برخاستن ، همواره به ذكر ، مشغول بود . در اماكن [ عمومى ] ، توقّف نمىكرد و از اين كار ، نهى مىفرمود . هر وقت به مجلسى وارد مىشد ، در آخرِ مجلس مىنشست و همواره به اين كار ، دستور مىداد . با همنشينان خود ، يكسان برخورد مىفرمود تا كسى گمان نبرد كه ديگرى ، نزد وى گرامىتر است . هر كس با ايشان همنشين مىشد ، در مقابل او ، آن قدر صبر مىكرد كه اوّل ، خود او بلند شود و مجلس را ترك كند . هر كس از ايشان حاجتى مىخواست ، يا با دست پُر باز مىگشت و يا در پاسخ ، گفتارى نرم و ملايم ، دريافت مىكرد . حُسن خُلق او ، شامل حال همه بود . براى مردم ، همچون پدرى مهربان بود . در مورد حق ، همه در مقابل ايشان ، يكسان بودند . مجلس وى ، مجلس بُردبارى و حيا و صداقت و امانت بود و صدا در آن جا بلند نمىشد و از كسى هتكِ حرمت نمىگرديد و لغزش كسى بازگو نمىشد . همه ، با هم هماهنگ بودند و از روى تقوا با هم رفتار مىنمودند و نسبت به هم ، فروتن بودند ؛ افرادِ بزرگ‌تر را احترام مىكردند و به كودكان ، مهربانى مىنمودند و افراد حاجتمند را بر خود ، ترجيح داده ، افراد غريب را پناه مىدادند " . [ حسين گفت : ] پرسيدم : رفتارش با همنشينان خود ، چگونه بود ؟ [ امير مؤمنان ] فرمود : " پيوسته ، خوش‌رو و ملايم و خوش برخورد بود . سختگير و خشن ، داد و فريادكن و بدزبان نبود . عيبجويى نمىكرد . خيلى شوخى نمىكرد ، و از كسى خيلى تعريف نمىنمود . در مقابل آنچه دوست نمىداشت ، خود را به غفلت مىزد و به روى خود نمىآورد . كسى از وى نااميد