بسيار سخن مىگفت و نه كم . كلامش متين بود . زشت و سَبُك ، صحبت نمىكرد . نعمت ( محبّت ) ديگران ، هر چند كم ، در نظرش بزرگ بود و چيزى از آن را مذمّت نمىكرد . از طعم غذا ، نه تعريف مىكرد و نه اظهار ناراحتى . دنيا و متعلّقات دنيايى ، او را عصبانى نمىكردند . وقتى پاى حق در ميان بود ، كسى وى را نمىشناخت و چيزى در مقابل خشمش تاب مقاومت نداشت ، تا اين كه حق را پيروز گردانَد . براى اشاره كردن ، با تمامِ دست اشاره مىكرد و در هنگام تعجّب ، دست خود را بر مىگردانْد و در هنگام صحبت ، دست راست را به دست چپ ، نزديك مىكرد و با شست راست خود ، به كف دست چپ مىزد . در هنگام خشم ، چهره خود را با ناراحتى ، بر مىگردانْد و در هنگام خوشحالى ، چشم به زير مىانداخت . خندهاش بيشتر ، تبسّم بود . بسيار زيبا لبخند مىزد و در هنگام خنده ، دندانهاى سفيدش هويدا مىشد .
اين حديث را مدّتى از حسين عليه السلام پنهان داشتم . سپس آن را به او گفتم و پى بردم كه قبل از من ، از دايىام هند ، سؤال كرده است . نيز متوجّه شدم كه او از پدر خويش ، درباره رفتار اندرون و بيرون و نشستن و شمايل پيامبر خدا سؤال كرده و چيزى را نپرسيده باقى نگذاشته بود .
[ برادرم ] حسين گفت : از پدرم درباره زندگى داخلىِ پيامبر خدا ، سؤال كردم . [ پدرم على عليه السلام ] فرمود : " ورود ايشان به هر خانهاى ، به خاطر اجازهاى كه [ از همسران و كسان خود ] داشت ، در اختيار خودش بود . هر گاه به خانه مىرفت ، وقت خود را سه قسمت مىكرد : يك قسمت براى خداوند تبارك و تعالى ، يك قسمت براى خانواده ، و يك قسمت نيز براى خود . سپس ، قسمت خود را بين خود و مردم ، تقسيم مىكرد و اوّل ، خواص وارد مىشدند و پس از آن ، ساير مردم ، و چيزى از وقت خود را از مردم ، دريغ نمىنمود و در مورد قسمت امّت ، روش او اين گونه بود كه اهل فضل را با اجازه دادن به آنها به اندازه فضلشان در دين ، بر ديگران ترجيح مىداد .
بعضى از آنان ( مردم ) ، يك حاجت داشتند ، بعضى دو حاجت و بعضى بيشتر . پس به آنها مىپرداخت و آنان را به آنچه باعث اصلاحشان و اصلاح امّت بود ( با جويا شدن از احوالشان و نيز گفتن مطالب لازم ) ، مشغول مىكرد و مىفرمود : " افرادِ حاضر ، به افرادِ غايب ، ابلاغ كنند و هر كس به من دسترسى ندارد ، حاجتش را به من برسانيد ؛ زيرا هر كس نيازِ نيازمندى را كه خود قادر نيست نيازش را به حاكم برساند ، در نزد حاكم مطرح نمايد ، خداوند ، او را در قيامت ، ثابتقدم خواهد فرمود " .
در نزد وى ، فقط همين مطالب مطرح مىشد و از هيچ كس ، چيزى جز اينها قبول نمىفرمود . [ مردم ، ] همچون پيشاهنگانِ جستجوگر ، وارد مىشدند و با دست پُر ، دينشناس و قادر به هدايت ديگران ، خارج مىشدند " .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 623
مساهمون: محمد الريشهري
ص٦٢٣