نمىشد و آرزومندانش ، محروم نمىشدند . سه كار را كنار گذاشته بود : جدل ، زيادهگويى ، و سخن گفتنِ بيهوده . و سه كار را در مورد مردم انجام نمىداد : كسى را نكوهش و سرزنش نمىكرد ، لغزشها و مسائل پنهانىِ افراد را پيجويى نمىكرد ، و در موردى تكلّم مىفرمود كه اميد ثواب داشت . وقتى صحبت مىكرد ، همه ساكت بودند ، چنان كه گويى پرندهاى بر روى سر آنها نشسته است ، و هر گاه سكوت مىنمود ، ديگران صحبت مىكردند . در حضور ايشان ، مجال سخن گفتن را از يكديگر نمىگرفتند . اگر كسى در حضور ايشان صحبت مىكرد ، ايشان سكوت مىكرد تا سخنِ او تمام شود . به هر چه ديگران را مىخندانيد ، مىخنديد ، و از هر چيزى كه ديگران تعجّب مىكردند ، اظهار تعجّب مىكرد . در مقابل افراد غريب كه در گفتار و درخواست ، رفتار درستى نداشتند صبر مىكرد و حتّى ياران ايشان ، به دنبال چنين افرادى مىگشتند . ايشان مىفرمود : " وقتى حاجتمندى را ديديد كه در پىِ برآوردن نياز خويش است ، به او كمك كنيد " . تمجيد را جز از مؤمن صادق ، نمىپذيرفت و كلام كسى را قطع نمىكرد ، مگر زمانى كه [ ناروا شده ، ] از حد مىگذشت كه در اين صورت ، كلامش را يا با نهى كردن و يا برخاستن از مجلس ، قطع مىكرد " .
حسين گفت : درباره سكوت پيامبر خدا نيز سؤال كردم . پدرم فرمود : " سكوت وى ، بر پايه چهار [ اصل ] استوار بود : بردبارى ، حَذَر ( احتياط ) ، سنجش و تفكّر . امّا سنجش ، در يكسان نگاه كردن به مردم و يكسان گوش دادن به سخنهاى آنان بود ، و تفكّر وى ، در امور باقى و امور فانى بود . بردبارى را در عين شكيبايى دارا بود . چيزى او را عصبانى نمىكرد و او را از كوره به در نمىبُرد .
و در چهار
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 627
مساهمون: محمد الريشهري
ص٦٢٧