تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
پشت سر پيامبر صلى اللّه عليه و آله به صف ايستادند و پيامبر صلى اللّه عليه و آله بر آن زن ، نماز گزارد . 2204 . امام حسن عليه السلام : از دايىام هند بن ابى هاله كه توصيفگر پيامبر صلى اللّه عليه و آله بود درباره شمايل پيامبر خدا پرسيدم . گفت : پيامبر خدا ، سِتَبر و با ابّهت بود . چهره‌اش مانند ماه شب چهارده مىدرخشيد ، با قدّى بلندتر از افراد متوسّط القامه ، و كوتاه‌تر از افراد لاغر و بلندقامت . سرى بزرگ داشت و موهاى وى ، نه خيلى مجعّد بود و نه كاملًا صاف و نرم . اگر قسمتِ بافته موهايش باز مىشد ، فرقْ باز مىكرد ، و گرنه آن را به حال خود مىگذاشت و در هر حال ، هنگامى كه موى خود را بلند مىكرد ، بلندىِ مو از لاله گوشش تجاوز نمىكرد . رنگش درخشان و پيشانىاش پهن بود . ابروانى كشيده و كمانى داشت و در عين كشيده بودن ، كامل و پُرمو بودند ؛ ولى پيوسته نبودند . هر گاه عصبانى مىشد ، رگِ ميان ابروهايش متورّم مىشد . بينىِ او باريك بود و در وسط ، كمى برجستگى داشت . نورانيّتى داشت كه هميشه وى را در بر گرفته بود ، به گونه‌اى كه اگر كسى در او تأمّل نداشت ، متكبّرش مىانگاشت . محاسن او كوتاه و پُرپشت بودند و گونه‌هايش هموار و كم‌گوشت . دهانش بزرگ بود و دندان‌هايشان سفيد و برّاق بودند . رشته‌مويى نازك ، از گردن يا سينه تا ناف داشت . گردن او ، گويى تُنگى نقره‌فام بود . خلقتى همگون داشت . بدنش فربه بود و در عين حال ، سينه و شكمش در يك سطح بودند . شانه‌هايى پهن و عضلانى ، و بدنى سفيد و نورانى داشت . از زير گردنِ او تا ناف ، رشته‌مويى نازك ، مثل يك خط قرار داشت . پايين سينه و شكم وى و ديگر قسمت‌ها ، عارى از مو بودند و در مقابل ، ساعدها ، شانه‌ها و بالاى سينه‌اش پُرمو بودند . ساق‌ِدستش كشيده ، كف دستش درشت و دست‌ها و پاهايش زِبر بودند . دست و پاهايش متناسب و استخوان‌هايش صاف و بدون كجى بودند . كف پاهايش كاملًا گود بود . قسمت قوزك پايش به پايين ، خيلى پُرگوشت نبود و آب از روى پايش رد مىشد . وقتى به حركت در مىآمد ، با قدرت ، قدم بر مىداشت . در حال حركت ، كمى متمايل حركت مىكرد . با وقار و سريع راه مىرفت ، گويا در سرازيرى به سمت پايين در حركت است . هنگامىكه به چپ و راست رو مىكرد ، با تمام بدن به آن سو رو مىكرد . نگاهش به زير افتاده بود و نگاهش به زمين ، طولانىتر از نگاهش به آسمان بود . معمولًا به صورت خيره ، نگاه نمىكرد و به هر كس مىرسيد ، سلام مىكرد . به هند گفتم : گفتار وى را برايم توصيف كن . هند گفت : پيامبر صلى اللّه عليه و آله [ به خاطر انجام دادن وظيفه ] پيوسته اندوه داشت و هميشه در فكر بود و آسايش نداشت . در جايى كه نياز نبود ، سخن نمىگفت . گفتارش سنجيده و كامل بود . نه