وضعيّت اين حكومت و سلطانى كه آن را ساقط مىكند ، آمده است و بر اساس همين احاديث ، پدر علّامه حلّى قبل از فتح بغداد ، به هولاكو نامه نوشت و جان مردم حلّه را نجات داد . « 1 »
ج انسانشناسى
اگر بَدا را نفى كنيم و خداوند را فارغ از كار قضا و قدر بدانيم ، انگيزهاى براى تغيير وضعيّت كنونىِ خود به وسيله كارهاى خير و عبادات و نماز ، باقى نخواهد ماند ؛ چرا كه هر آنچه مقدّر شده است ، همان خواهد شد و هيچ تغييرى در قضا و قدر ، رخ نخواهد داد .
اصولًا اميدوارى به آينده و داشتن روحيّه تلاش ، در گرو اميد به تغيير وضعيّت و امكان بهبود وضعيّتِ موجود است . از سوى ديگر ، اگر خداوند ، تقديرها را تغيير نمىداد ، با دعا و تضرّع به درگاه او ، بهتر شدن وضعمان را از او نمىخواستيم .
بنا بر اين ، اعتقاد به بَدا ، از يك سو ، روحيّه اميدوارى و تلاش را به انسان مىدهد و از سوى ديگر ، روحيّه دعا و توبه و تضرّع و توكّل به حق تعالى را در انسان تقويت مىكند .
بدين سان ، نقش اعتقاد به بَدا در حيات مادّى و معنوى انسان ، آشكار مىشود ؛ چرا كه مقولاتى همچون : اميد ، تلاش ، دعا ، توجّه و توكّل ، شكلدهنده حيات معنوى و نيز حيات مادّى انسان بر پايه حيات معنوى اويند .
اسباب بَدا
هر عملى ، خواه مثبت و خواه منفى ، مىتواند موجب تغيير در قضا و قدر و به عبارت ديگر ، موجب بَدا گردد . در قرآن و احاديث ، به برخى اعمال خوب و بد كه
هامش
( 1 ) ر . ك : كشف اليقين : ص 101 .