كردن ، تحرّك ، پويايى و تن زدن از ايستايى ، كاهلى ، تنبلى و . . . شگفتانگيز است . در فصل سوم اين باب ، اين گونه احاديث آمدهاند و سستى و كوتاهى در انجام دادن مسئوليتها ، نكوهش شده است و سپس به مباحثى چون : توجّه به كارگران و تأكيد بر احقاقِ حقوق آنان ، توجّه به فرجام كار و تلاش در جهت دستيابى به درآمد شايسته و بهرهورى از فرايند كنشها ، كوششها و آنچه بر تلاشگران ، بايسته و شايسته است : كسب حلال ، نيالودن گستره زندگى به ناروايىها و حرامها و . . . ، پرداخته شده است .
احاديث و حكمتهاى خواندنى و تأمّل كردنى درباره " بازار " ، در فصل چهارم آمده است ، با عناوينى چون : برانگيختن به تجارت ، نهى از احتكار ، چگونگى نرخگذارى و تحليلى از روايات مرتبط با " نرخگذارى " كه ظاهرى تعارضنما دارند ، آنچه فروشنده بايد بدان توجّه كند و آنچه بايد از آن دورى گزيند ، آنچه داد و ستد را به " حرام " مىكشاند ، مانند : رِبا ، دروغ در داد و ستد ، " غش " و . . . .
از جمله آداب بسيار ارجمند دينى درباره اموال ، درآمدها و داشتنها و . . . خرج كردن ، عرضه كردن ، انفاق كردن ، رسيدگى به تهىدستان ، امساك نداشتن ، ايثار كردن و از " استئثار ( انحصار طلبى ) " تن زدن است . در فصل پنجم باب دوم ، از اين حقايق ، سخن رفته است : ضرورت كمك مالى به ديگران ، راههاى خير ، امور ستودنى و كارهاى نيك ، چگونه ؟ چه اندازه ؟ و فرا خواندن به تعادل ، حتّى در انفاق ، و هشدار درباره خرج كردن . امّا در ميان آنچه شايسته نيست ، نسبت به : تباهسازى داشتهها كه امانت الهى در دست انساناند و . . . هشدار داده شده است .
باب سوم : عوامل توسعه اقتصادى
در اين باب ، سخن از عوامل اعتقادى ، حقوقى ، اخلاقى ، عبادى ، اجتماعى و بهداشتى توسعه است .