انسان ، حقّ مسلمان ، حقوق حيوانات و . . . .
بحث " حدود الهى " ، اقامه آنها ، نهى از تجاوز از حدود الهى ، نقش اجراى حدود در سلامت جامعه و آن گاه ، بحث " قضا " ، جايگاه داورى كنندگان به حق ، و آنان كه در داورى ، اجراى حكم و گسترش آن ، به " ما أَنزَلَ اللّه " توجّه نمىكنند ، حسّاسيت قضاوت ، آداب قضاوت و گونههاى قاضيان و چگونگى داورى پيامبر خدا ، مباحثى است كه در ضمن احاديث فصلهاى بعد ، تبيين شدهاند .
در فصل پنجم ، " گواهى دادن " ، تشويق به دادنِ گواهى ، نهى از كتمان گواهى ، و هشدار و نهى درباره گواهى دادن به باطل ، و كسانى كه گواهىشان اعتبارى ندارد ، آمده است .
موضوع " قتل " و مسائل مربوط به آن ، در فصل ششم است .
در فصل هفتم نيز مسئله بسيار مهمّ " قصاص " آمده كه خداوند ، استوارى حيات جامعه و دوام آن را در گرو قصاص دانسته است و با طرح مسائل حقوقى مرتبط با " مشاركت " و " زكات " ، اين بخش پايان مىيابد .
بخش هشتم : اقتصاد
اگر بگوييم كه اسلام ، دين سعادت انسان است و همه آموزههاى آن ، در جهت بر كشيدن انسان به قلّههاى سعادت رقم زده شده ، سخنى به گزاف نگفتهايم . چنين است كه تعاليم الهى با واقعنگرى ، به تمام ابعاد وجودِ انسان نگريسته و بر اساس نيازهاى گونهگون او برنامهريزى كرده است . زندگى مادّى انسان ، معيشت او ، رفاه و گشايش و رهايى از تنگناها در بهرهورى از طبيعت و . . . در نگاه آموزههاى دين اسلام ، از جايگاهى بلند برخوردار است . پيامبر خدا ، پيامآور الهى و مفسّر و تبيين كننده حقايق آن ، بر اين بُعد از ابعاد زندگى انسان ، توجّهى بليغ دارد ، بر