خداوند ، رازق است وهر آنچه وآن كه را بر گستره زمين حركت مىكند ، مىپايد و " رزق " أو را مىرساند . كساني ، بسيار وكساني ، اندك دارند . گاه ، رزق مىگسترد وگاه ، دامن برمىچيند . باور به اين كه به گونهاى رشته نهايى اين أمور در دست خداوند است ونقشبند زندگى اوست ، توكّل را در جان انسان مىريزد وحركت انسان را در جهت رشد وتعالى ، پويندهتر مىكند .
در فصل دوم ، از عوامل حقوقى آنچه آمد ، سخن گفته شده است كه : " مال " ، از آنِ خداست . پس حقوقى دارد كه خداوند ، آنها را رقم مىزند . آن گاه از مسئوليت امّت در برابر اقامه حقوق وعينيت بخشيدن به آن ، سخن مىرود ؛ يعنى تلاش در جهت رسيدن همگان به آنچه شايسته وبايسته آنهاست وحركت براي احقاق حقوق انسانها بدون هيچ گونه ترديد وبا صلابت واستوارى . عوامل اخلاقى رشد اقتصادى ، مانند : شكر ، تعادل ، قناعت ، ايثار ، تقوا ( مفهوم همسو با اين مقولة از تقوا ) . وسرانجام ، سخنى واحاديثى درباره اين كه پايينترين سطح معيشت چيست وچگونه است .
باب چهارم : موانع توسعه اقتصادى
در اين باب ، أحاديث بيانگر موانع رشد اقتصادى عرضه شده است . از موانع اخلاقى است : آزمندى ، سرمستى ، زيادهروى ، تنعّمزدگى ، واز موانع اجتماعي است : ستمگرى اقتصادى ، خيانت ، گسستن پيوندها وتن زدن از رسيدگى به فرودستان ، واز موانع عملي در حوزه داد وستد است : ربا ، كاهلي ، سستى ، ناكارآمدى و . . . .
باب پنجم : مهمترين آفات توسعه اقتصادى
در اين باب ، از موانع وآفات مهم وتأمّل برانگيز رشد اقتصادى ، سخن رفته است
و