المَرَضُ سَوطُ اللّهِ فِى الأَرضِ يُؤَدِّبُ بِهِ عِبادَهُ . « 1 »
بيمارى ، تازيانه خدا در روى زمين است وبا آن ، بندگانش را تأديب [ وتنبيه ] مىكند .
وديگر گاه ، خداوند ، مىخواهد لغزشهاى بندگان مؤمنش را كه دوستشان دارد وبدو عشق مىورزد ، بزُدايد وآنها را بپيرايد . مگر أو سببساز وسببسوز نيست ؟ مگر نه اين است كه :
" إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ " *
« 2 » ؟ پس چه مانعى دارد در " بيمارى " بندهاش ، ناهنجارىها وگناهان أو را بزدايد ؟ پيامبر خدا مىفرمايد :
إنَّ المُؤمِنَ لا يُؤجَرُ في مَرَضِهِ ، ولكِن يُكَفَّرُ عَنهُ . « 3 »
مؤمن در بيمارىاش پاداش داده نمىشود ؛ امّا گناه أو فرو پوشانده مىشوند .
بارى ! زيباترين بخش اين آموزهها ، به پندار ما همينهاست : پيوند " خاك " با " أفلاك " ونقطه فردِ گستره زمين ( انسان ) با بىنهايتِ ملكوت . . . . بدين سان ، در اين فصل ، بيمارى وچگونگىهاى آن وآثارش در روح وروان وشخصيت مؤمن ، گزارش شده است . احاديثِ بيانگر آنچه مؤمن در وقت " بيمارى " بايد انجام دهد ، چونان : شكيبايى ، شكر ، پنهانگرى ، صدقه ودعا ، در پى آمده است وآن گاه ، پاداش بيماردارى وپرستارى است وآداب آن ، ونيز گزارش تاريخي از كساني كه در جنگها همراه پيامبر خدا ، مجروحان جنگى را پرستارى مىكردند . پايانبخش اين باب از بخش نهم ، " عيادت بيمار " است وآداب عيادت وپاداش آن .
بخش دهم : حكمتهاى گوناگون
اندك ، اندك ، اين گلگشت به فرجام مىرسد وما كه با زورق خُردى در أمواج
هامش
( 1 ) . كنز العمّال : ج 3 ص 306 ح 6680 .
( 2 ) بقره : آية 20 .
( 3 ) . تاريخ دمشق : ج 64 ص 161 ح 13085 .