خواهد آورد :
" وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ .
« 1 »
وخداوند ، أو رأى دانسته ، گمراه گردانيده است " .
بر اين أساس ، محور اصلى سخن در متون اسلامى ، هنگامى كه " جهلْ " مورد بررسى قرار مىگيرد ، معناى چهارم آن است وساير معاني جهل ، به ترتيب اهمّيت ، مورد توجّه اند .
2 . رويارويى عقل وجهل
نكته دوم ، روشن شدن سرّ تقابل " عقل " و " جهل " در متون اسلامى است . سؤال ، اين است كه : چرا بر خلاف متعارف كه " جهل " در مقابل " علم " مطرح مىشود ، در قرآن وحديث ، " جهل " در برابر " عقل " قرار گرفته است ؟
وقتي به كتب حديثي مراجعه كنيد ، عنوان " علم وجهل " را نخواهيد يافت ، بر خلاف عنوان " عقل وجهل " كه در أغلب مجموعههاى حديثي وجود دارد . راز اين مسئله ، آن است كه اسلام ، " جهل " به مفهوم چهارم را كه امرى وجودي ودر برابر " عقل " است خطرناكتر از " جهل " به مفهوم دوم وسوم كه امرى عدمي ودر برابر " علم " است مىداند .
به تعبير ديگر ، تقابل ميان " عقل " و " جهل " در متون اسلامى ، نشانه آن است كه اسلام ، جهلِ در مقابل عقل را خطرناكتر از جهلِ در مقابل علم مىداند وتا اين جهل ، ريشهكن نشود ، ريشهكن شدنِ جهلِ در مقابل علم ، براي جامعه سودى اساسى در بر نخواهد داشت واين ، نكتهاى است بسيار ظريف ومهم .
هامش
( 1 ) جاثيه : آية 23 .