الخوف .
اميد و ترس در دل مؤمن جمع نمىشوند ، مگر آن كه خداوند عزّ و جلّ به او اميد عطا كند و از ترس ايمنش دارد .
425 . من مات على خير عمله فارجوا له خيرا و من مات على شرّ عمله فخافوا عليه و لا تيأسوا .
هر كس بر خيرى كه انجام داده است ، بميرد ، براى وى اميدوار باشيد و هر كس بر شرى كه مرتكب شده است ، بميرد ، بر او بيمناك باشيد و نااميد نشويد .
426 . من انقطع رجاؤه ممّا فات استراح بدنه و من رضى بما قسمه اللّه قرّت عينه .
هر كس از نابود شده ، قطع اميد كند ، راحت مىشود و هر كس به قسمت خدا راضى شود ، آسوده مىگردد .
انبياء : الانبياء
427 . خمس من سنن المرسلين : الحياء و الحلم و الحجامة و السّواك و التّعطر .
پنج چيز از سنتهاى پيامبران است : حيا و حلم و حجامت كردن و مسواك و عطر زدن .
428 . لم يبعث اللّه تعالى نبيّا الّا بلغة قومه .
خدا هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش برنينگيخت .