تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨

شفاعت : الشّفاعة

2280 . أمّا أهل النّار الّذين هم أهلها فانّهم لا يموتون فيها و لا يحيون و لكن ناس أصابتهم النّار بذنوبهم فأماتتهم اماتة حتّى اذا كانوا فحما اذن بالشّفاعة فجىء بهم ضبائر فبثّوا على أنهار الجنّة ثمّ قيل يا أهل الجنّة أفيضوا عليهم فينبتون نبات الحبّة تكون فى حميل السّيل . اهل آتشى كه در جهنم جاودان هستند ، در آن ، نه مرگ دارند و نه زندگى ؛ اما آنان كه به علت گناهان خود جهنمى شده‌اند ، در جهنم مىميرند و همين كه ذغال شدند ، اجازهء شفاعت داده مىشود و آنان را گروه گروه مىآورند و به كنار نهرهاى بهشت مىاندازند . آن گاه گفته مىشود : اى اهل بهشت ! بر اينان آب بريزيد و آنان مانند دانه‌اى كه در مسير سيل باشد ، دوباره مىرويند . 2281 . أيّما رجل حالت شفاعته دون حدّ من حدود اللّه تعالى لم يزل فى سخط اللّه حتّى ينزع . هر كس شفاعت او مانع از اجراى حدى شود ، همواره گرفتار خشم خداوند است تا آن كه از كار خود دست بردارد . 2282 . خيّرت بين الشّفاعة و بين أن يدخل شطر أمّتي الجنّة فاخترت الشّفاعة لأنّها أعمّ و أكفى أترونها للمؤمنين المتّقين ؟ لا و لكنّها للمذنبين المتلوّثين الخطّائين . من ميان شفاع كردن و رفتن نيمى از امتم به بهشت ، مخير شدم و من شفاعت را برگزيدم ؛ زيرا دامنهء آن ، گسترده‌تر و كافىتر از آن است . آيا گمان مىكنيد كه شفاعت براى مؤمنان پرهيزگار است ؟ نه ، بلكه براى گناه كاران آلودهء خطاكار است .