عبادت كند ، مانند برترى پيامبران بر ديگر مردم است .
1201 . سبعة يظلّهم اللّه فى ظلّه يوم لا ظلّ الّا ظلّه : امام عادل و شابّ نشأ فى عبادة اللّه ، و رجل قلبه معلّق بالمسجد اذا خرج منه حتّى يعود اليه ، و رجلان تحابّا فى اللّه فاجتمعا على ذلك و افترقا عليه ، و رجل ذكر اللّه خاليا ففاضت عيناه ، و رجل دعته امرأة ذات منصب و جمال فقال : انّى أخاف اللّه ربّ العالمين ، و رجل تصدّق بصدقة فأخفاها حتّى لا تعلم شماله ما تنفق يمينه .
خداوند هفت نفر را در روزى كه سايهاى غير از سايهء او نيست ، زير سايهء خود مىبرد : پيشواى عادل و جوانى كه در عبادت خداوند رشد يافته است و مردى كه وقتى از مسجد بيرون مىرود ، دلش به آن مشغول است تا آن كه به مسجد باز گردد و دو دوستى كه در راه خدا دوستى كنند و در راه خدا با هم باشند و بر آن ، از هم جدا شوند و كسى كه در خلوت ، خدا را ياد كند و چشمانش اشك بريزد و مردى كه زنى صاحب مقام و جمال ، از او كام بخواهد و او بگويد : من از خداوند پروردگار جهانيان مىترسم و كسى كه پنهانى صدقهاى بدهد به گونهاى كه دست چپش نداند كه دست راستش چه چيزى انفاق مىكند .
1202 . يعجب ربّك من الشّابّ ليست له صبوة .
پروردگارت جوانى را كه سبكى نكند ، دوست دارد .
جوانمردى : المروّة
1203 . تجاوز و الذوى المروّة عن عثراتهم فو الّذى نفسى بيده انّ أحدهم لتعثر