بيشتر اهل آتش ، زنانند .
1190 . لو أنّ دلوا من غسّاق يهراق فى الدّنيا لانتن أهلّ الدّنيا .
اگر ظرفى از آشاميدنى جهنم را در دنيا بريزند ، اهل دنيا را متعفن خواهد كرد .
1191 . لو أنّ شررة من شرر جهنّم بالمشرق لوجد حرّها من بالمغرب .
اگر شعلهاى از شعلههاى آتش جهنم ، در مشرق باشد ، كسى كه در مغرب است ، گرماى آن را حس مىكند .
1192 . لو أنّ قطرة من الزّقّوم قطرت فى الدّنيا لافسدت على أهل الدّنيا معايشهم فكيف به من تكون طعامه ؟
اگر يك قطره از زقوم جهنم در دنيا بريزد ، زندگى مردم دنيا را تباه خواهد كرد .
پس كسى كه خوراكش زقوم است ، چه خواهد كرد !
1193 . لو أنّ مقمعا من حديد جهنّم وضع فى الأرض فاجتمع له الثّقلان ما أقلّوه من الأرض و لو ضرب الجبل بمقمع من حديد كما يضرب أهل النّار لتفقّت و عاد غبارا .
اگر گرزى از آهن جهنم را در زمين قرار دهند و همهء جن و انس جمع شوند ، نمىتوانند آن را از زمين بردارند و اگر كوه را با گرزى از آهن بزنند ، آنگونه كه اهل جهنم را مىزنند ، ريز ريز مىشود و غبار مىگردد .
1194 . دخلت امرأة النّار فى هرّة ربطتها فلم تطعمها و لم تدعها تأكل من خشاش الأرض حتّى ماتت .
زنى بدين علت به جهنم رفت كه گربهاى را بسته بود و خوراكى به آن نداد و
نهج — صفحة 245
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص٢٤٥