سلطان عادل سايهء خداوند بر روى زمين است . پس هر كس او را گرامى دارد ، خدا او را گرامى مىدارد و هر كس او را خوار كند ، خدا او را خوار مىكند .
756 . السّلطان العادل ظلّ اللّه فى الأرض فاذا دخل أحدكم بلدا ليس به سلطان عادل فلا يقيمنّ به .
سلطان عادل سايهء خدا بر روى زمين است . پس اگر يكى از شما وارد شهرى شد كه سلطانى عادل ندارد ، در آنجا اقامت نكند .
757 . السّلطان العادل المتواضع ظلّ اللّه و رمحه فى الأرض يرفع له عمل سبعين صدّيقا .
سلطان عادل متواضع ، سايهء خدا و نيزه او بر روى زمين است و براى او عمل هفتاد صديق نوشته مىشود .
758 . السّلطان العادل ظلّ اللّه فى الأرض يأوى اليه الضّعيف و به ينتصر المظلوم .
سلطان عادل سايهء خدا بر روى زمين است كه ناتوان به او پناه مىبرد و ستمديده به دست او يارى مىشود .
759 . ما من عبد يسترعيه اللّه رعيّة ثمّ يموت يوم يموت غاشّا لرعيّته الّا حرّم اللّه عليه الجنّة .
هيچ بندهاى نيست كه خدا رعيتى را براى رعايت به او بسپارد و او با رعيت خود فريب كارى كند ، مگر آن كه خداوند بهشت را بر او حرام مىكند .
760 . من اقترب أبواب السّلاطين افتتن .
نهج — صفحة 158
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص١٥٨