هنگامى كه خدا براى اميرى خيرى را بخواهد ، براى او وزيرى راست و درست قرار مىدهد كه اگر چيزى را از ياد برد ، به او يادآورى كند و اگر به ياد آورد ، در انجام آن ، او را يارى كند و اگر خداوند براى او غير از اين را بخواهد ، وزير بدى را قرار مىدهد كه اگر چيزى را فراموش كرد ، به يادش نياورد و اگر به ياد آورد ، يارىاش نكند .
751 . اذا استشاط السّلطان تسلّط الشّيطان .
هنگامى كه سلطان به غضب مىآيد ، شيطان تسلط مىيابد .
752 . اشتدّ غضب اللّه على من زعم أنّه ملك الأملاك لا ملك الّا اللّه .
خشم خدا بر كسى كه گمان مىكند پادشاه پادشاهان است ، بسيار سخت است . پادشاهى جز خدا نيست .
753 . تجاوزوا عن ذنب السّخىّ و زلّة العالم وسطوة السّلطان العادل فانّ اللّه تعالى آخذ بيدهم كلّما عثر عاثر منهم .
از گناه انسان سخاوتمند و لغزش دانا و سطوت پادشاه عادل درگذريد كه اگر پاى هر يك از اينان بلغزد ، خداوند دستش را مىگيرد .
754 . ثلاثة لا يكلّمهم اللّه يوم القيامة و لهم عذاب اليم : شيخ زان و ملك كذّاب و عائل مستكبر .
سه نفرند كه خداوند در روز قيامت با آنان سخن نمىگويد و عذابى دردناك دارند : پير زناكار و پادشاه دروغگو و فقير مستكبر .
755 . السّلطان العادل ظلّ اللّه فى الأرض فمن أكرمه أكرمه اللّه و من اهانه اهانه اللّه .
نهج — صفحة 157
مساهمون: ابو القاسم پاينده
ص١٥٧